در مراتب ايجاد ثابت ميباشند و به زودى مذكور خواهند شد زيرا كه آن مراتب زايدند بر ذات واجب الوجود بالذات و از جمله افعال و آثار او ميباشند ، و از بيّناتست كه فعل شىء كمال آن نمىتواند شد ، و الا استكمال و انفعال لازم مىآيد ، و بنيان اساس واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهاتست منهدم ميگردد ، بلى كمالش باينست كه نظر بذات خود و از غايت قوت و تماميّت خويش منشأ وجودات علميه و مبدأ حقايق صوريّه مىباشد و منكشف گرديد كه علمش بذات خود عين ذات اوست ، پس در حقيقت كمال واجب الوجود بالذات باينست كه مترتّب شود بعلم بذاتش كه عين ذات اوست ساير علوم و ادراكات ، و باقى صور علميّه و حقايق ادراكيّه ، متفطن باش .
تلخيص " و توضيح "
ملخّص كلام در اين مقام آنست كه محقق گرديد كه واجب الوجود بالذات وجود صرف صرف و تام بلكه فوق التمام است ، در قوت و شدت وجود و كمالات وجود غير متناهى بلكه فوق غير متناهى است بعدهء غير متناهى ، پس وجود او اتم و اقواى وجودات و اشد و اعلاى انّيّاتست .
و نيز محقق گرديد كه اكمليّت و اتميّت در صورتى متحقق ميتواند شد كه اتم و اقوى فاقد نباشد بنحو اعلى و اشرف و بنحو اقوى و اقدس و بنهج اجلى و اكمل هيچ مرتبه را از مراتب كمالات وجود و هيچ درجه را از درجات اصل حقايق وجود از آن جهت كه وجودند نه از آن جهت كه ناقص و محدودند ، و الا از بيّناتست كه نسبت وجود مجعول بوجود جاعل نسبت نقص به تمام و نسبت ضعف بقوتست ، نقص چگونه در مرتبهء تمام و ضعف چگونه در مرتبهء كمال متحقق ميتواند شد ، براهين عقليّه و شواهد نقليّه بر اين دعوا قايم است چنان كه در لمعات سابقه گذشت .
و نيز محقق گرديد كه هرمرتبه از مراتب وجود كه اشد و اقوى و اتم و اعلاست ، احاطهء او بر معانى وجوديّه و جامعيّت او مر مفهومات ثبوتيه را كه عنوانات و حكاياتند از حقايق وجوديه بيشتر و بنحو اتم و اعلا است .
و نيز محقق گرديد كه هرمعنى از معانى كه بوجودى از موجودات موجود باشد لازم نمىآيد كه آن وجود وجود خاص او باشد بلكه گاهى معنائى از معانى بوجودى از