تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
بالذات باشياء پيش از ايجاد اشياء و بعد از ايجاد اشياء تغيّر و تجدّد نمىپذيرد و بعلم حضورى اشراقى در مرتبهء ايجاد علمى از براى او حاصل نميشود كه در مرتبهء ذات فاقد آن باشد ، زيرا كه علم حضورى اشراقى در مرتبهء ايجاد لمعه‌ئى است از آن علم تام و رشحه‌ئى است از آن انكشاف فوق التمام و جلوه‌ئى است از آن بالذات علم بالذات ، نسبتش به آن علم سرمدى نسبت فرع باصل و نسبت ضوء بشمس است ، و بهمهء اين مقاصد ربوبيّه اشاره است كلام معجز نظام مولاى متقيان در خطبهء مشهورهء مذكوره « و كلّ عالم فمن بعد جهل تعلّم و اللّه لم يجهل و لم يتعلّم ، احاط بالاشياء علما قبل كونها ، فلم يزدد بكونها علما علمه بها قبل ان يكونها كعلمه بها بعد تكوينها » مىبينى كه چگونه نفى فرموده‌اند مطلق جهل را از خداوند يگانه پس بايد در مرتبهء ذاتش عالم باشد بهمهء اشياء باتم انحاء علوم و انكشافات و الا در مرتبهء ذاتش كه مرتبه‌ئى از مراتب نفس الأمر و واقع بلكه اصل واقع و حقيقت نفس الأمر است جهل و نادانى ثابت مىشود و قصور و نقصان متحقق ميگردد ، و از براى تأكيد و توضيح فرموده‌اند : « احاط بالاشياء علما قبل كونها » و از براى زيادتى تأكيد فرموده‌اند : « فلم يزدد بكونها علما » و از براى غايت تأكيد فرموده‌اند . « علمها بها قبل ان يكونها كعلمه بها بعد تكوينها » . بدانكه مقتضاى حجت و برهان و مستفاد از مصباح مشكات ولايت و عرفان در علم واجب الوجود بالذات بهمهء اشياء قبل از ايجاد آن اشياء اين است كه بنحو اجمال بيان نمودم و تفصيلش از لمعات سابقه منكشف ميگردد و در ضمن تلخيص به آن تفصيل اشاره خواهد شد ، و اكثر براهين سابقه كه در اثبات مقصد دوم ذكر يافتند نيز مثبت اين مرتبه از علم ميباشند ، بلكه مقتضاى انصاف آنست كه ثبوت اين مرتبه از علم باشياء از براى واجب الوجود بالذات از ضروريّات اسلام بلكه از مسلّمات جميع ارباب ملل و شرايع است ، و اشاره خواهم نمود كه اين معنى در نزد اساطين حكماى الهيين نيز از جمله مسلّمات و مقررات بوده است .

تبصرة [ در بيان آنكه علم كمالى واجب علم ذاتى عين ذات مقدم بر ايجاد است ]

بدانكه اين مرتبه از علم علم كمال واجب الوجود بالذاتست نه ساير مراتب علم كه