تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ملخص كلام در اين مقام آنست كه : هرمرتبه‌ئى از مراتب وجود كه قوت و شدتش بيشتر و تماميّت و كماليتش بهتر است ، احاطهء آن بر معانى وجوديه و اشتمال آن بر مفهومات ثبوتيّه كه عنوانات و حكاياتند از حقايق وجوديه نيز بيشتر و بهتر است ، و در مباحث سابقه محقق گرديد كه معانى ذاتيّه و عنوانات ثبوتيّه و ماهيّات نوعيّه عنوانات و حكاياتند از حقايق وجوديه نه از حيثيات سلبيّه و نقصانات ذاتيّه ، ولى لازم نيست كه وجود هرمرتبه وجود خاص هرمعنى از معانى و هرماهيّتى از ماهيّات باشد كه در آن مرتبه متحقق مىباشد ، بلكه نسبت ببعضى لا محالة وجود خاص و وجود خارجى و وجود عينى ، و نسبت ببعضى ديگر وجود بالعرض و وجود ذهنى و وجود ظلّى مىباشد . نمىبينى كه در مرتبهء وجود عقل فعّال همه معانى و ماهيات اشياء اگرچه بوجود عقلى موجودند چنان كه مبرهن و محقق است و در كلام فيلسوف اعظم نيز گذشت ، و ليكن آن وجود ، وجود عقل است نه وجود فلك و عنصر ، و نه وجود اشجار و اثمار ، و نه وجود سواد و بياض ، پس آن وجود نسبت به آن معانى و ماهيات وجود ذهنى و وجود ظلّى و وجود بالعرض و وجود علمى مىباشد ، بلكه در حقيقت آن وجود مجلى و مظهر و مرئى و محضر است از براى آن معانى و ماهيّات ، و چه بسيار فرق است در ميانهء وجود شىء و مجلى و مظهر او ، و در ميانهء وجود علمى شىء و وجود عينى او ، اطف السّراج فقد طلع الصبّح ، تا چند و تا كى لئالى امثال اين مطالب غامضه را ببيانات شافيه و تقريرات واضحه برشتهء تقرير كشم و مرّة بعد اخرى و كرّة بعد اولى گاهى از جهت حجت و برهان و گاهى از نور ولايت و قرآن ، بسلك تحرير آورم ، اگر طلّاب علوم حقيقيه و معارف يقينيّه از اصحاب بصيرت و ارباب فطنت ميباشند ، اشاره و اندك بيان كافى و وافى خواهد بود ، و الا ( فمن
لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ
« 1 »
مِنْ نُورٍ ) .

نتيجة " الهيّة "

بدانكه هرگاه مرتبه وجود عقل فعّال از غايت قوت و شدت در وجود و كمالات وجود
هامش
( 1 ) - س 24 ى 40وَ مَنْ لَمْ . . .