تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
شأن او اجل است از اينكه بر اين معنى برنخورده باشد و حال آنكه بعضى كلمات او در كتاب تعليقات نيز بر اين معنى دلالت مىكند ، علاوه بر اين در كتاب مبدأ و معاد اقامهء حجت و برهان بر حقيّت اين مدعا اقامه نموده است ، و صدر الهيين نيز در شرح هدايه و شواهد ربوبيّه تصريح نموده است باينكه علم واجب الوجود بالذات باشياء باتحاد عاقل و معقول نيست ، و حال آنكه در كتب ديگر تصريح نموده است باينكه علم سابق بر ايجاد متّضح نميشود مگر بقول باتحاد عاقل و معقول و تناقضى نيست زيرا كه انكار از جهتى است و اثبات از جهت ديگر و به زودى بكيفيت آن اشاره خواهد شد « 1 » .

وهم " و تنبيه "

بدانكه از تأمّل صادق در آنچه كه مذكور گرديد اعتراضات امام فخر رازى و غير او كه در اين مقام ايراد نموده‌اند مندفع مىشود ، لهذا از ذكر آن اعتراضات اعراض نمودم و حال آنكه تصور محدود به صورت واحده علم اجمالى است بحقيقت آن محدود و تصور حد بصور متعدده علم تفصيلى است بحقيقت آن ، و تفاوت نيست مگر در نحويّت ادراك و ذات مدرك در هردو صورت يكى است ، مثلا تصور حقيقت انسان بعنوان انسان ، علم اجمالى است بحقيقت آن ، و مركّب است از ذاتيّات خود و تصور او بعنوان حيوان ناطق علم تفصيلى است بحقيقت آن و ذات مدرك در هردو صورت شىء واحد است ، پس انكار علم اجمالى بالكليه خالى از وجه و مبنى است بر غفلت از حقايق علميّه و اشراقات عقليّه اگرچه فرق در ميانهء آن دو اجمال ثابت است ، متفطن باش . و آن مسمى به امام چون حقيقت علم را كه اصل اصيل همهء فضايل و ركن ركين همه كمالاتست از سنخ نسبت و از جنس اضافه كه پست‌ترين مقولات اعراض و ضعيفترين اجناس ممكناتست ميداند ، چاره از استبعاد و استنكار اين اصل شريف و اين قانون لطيف ندارد ، زيرا كه از بيّناتست كه اضافه بتعدد مضاف اليه متعدد مىشود . و ديگر آنكه اين لمعه لطيفه مثل لمعهء سابقه باصالت وجود و اصالت جعل در وجود
هامش
( 1 ) - بايد توجه داشت كه ملا صدرا در شرح هدايه كتاب را بطريقهء مؤلف شرح كرده است چنان كه در آنجا برهان امتناع حركت جوهرى و ديگر مسائل را به همين نهج بيان فرموده است - ج ل - .