تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
شكّ و ريب ، و حال آنكه جواب بنحو بسط و تفصيل و بنهج فكر و ترتيب در ذهن او حاصل نيست . و هرگاه بگوئى كه اين علم نيز بالقوه است ولى قوه ، قوهء قريب بفعل است نه قوهء بعيده ، ميگويم اين سؤال باطل است ، زيرا كه از براى صاحب اين حالت يقين بالفعل ثابت است باينكه علم باجوبهء همهء مسائل حاصل است در نزد او و هروقت بخواهد تفصيل ميدهد و محتاج نيست در تحصيل جواب بقوهء بعيده و قريبه ، پس يقين او بالفعل باينكه جواب مسائل در نزد او حاصل است يقين بالفعل است بحصول جواب از براى او ، و اينمعنى در صورتى متحقق مىشود كه جواب مسائل بالفعل در نزد او مخزون و متحقق باشد ، پس جواب حاصل است از براى او اولا بنحو بسيط اجمالى و بعد از آن حاصل مىشود بنحو تفصيلى و ترتيب فكرى ، و اول از براى او ثابت است باعتبار قوهء عقليّه مطلقه كه مشاكل مفارقات قدسيّه است ، و دوم حاصل است از آن جهت كه نفس است و از آن حيثيت كه مدبّر بدن و مستعمل قوا و آلات است ، پس نسبت آن عقل بسيط اجمالى به اين علم تفصيلى نفسانى نسبت ايجابى است نه نسبت اعدادى چنان كه نسبت مفارقات قدسيّه بنفوس فلكيّه و ارضيه همين نسبت است ، پس آن اجمال فاعل اين تفصيل ، و اين تفصيل فايض از آن اجمال است . بعد از آن گفته است آن محقق بدانكه در عقل محض تكثّر نيست البته و صورتى پس صورتى در آنجا متحقق نميباشد ، بدانكه آن عقل مبدأ فيضان صور تفصيليّه است بر نفس ناطقه ، و به اين نهج بايد اعتقاد كرده شود حال در مفارقات محضه ، در تعقّل آنها مر اشياء را ، زيرا كه تعقّل آنها مر اشياء را ، فعال صور و خلّاق آنهاست پس نسبت آنها بصور تفصيليه نسبت فاعل بفعل است و نسبت نفس به آن صور نسبت قابل بمقبول تمام شد ملخص كلام آن محقق . و صدر الهيّين بعد از نقل اين كلام گفته است : عجب است از شيخ رئيس كه در اين مقام به مثل اين امور اذعان كرده و در مسألهء اتحاد عاقل و معقول غايت استنكار و استبعاد نموده است و حال آنكه قول بعقل بسيط اجمالى بدون قول باتحاد عاقل و معقول متصور نميشود . تمام شد كلام آن محقق متفطن باش . و بدانكه گمان اين فقير آنست كه شيخ اتحاد عاقل و معقول را بر اتحاد اثنين كه در علم كلى از علم الهى مذكور مىشود حمل نموده است چنان كه سابقا اشاره نمودم ، و الا