تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
اتميّت و اشديّت و اضعفيّت و انقصيّت در صورتى متحقق مىشود كه وجود علت مشتمل باشد بر امثال وجود معلول با چندين علاوه بنحو اعلى و اشرف و بنحو اقوى و اقدس ، يعنى بنهجى كه قادح در احديّت صرفه و ناقص در بساطت حقّهء علت فيّاضه از آن جهت كه علت فياضه است نباشد ، بلكه چون چنان است چنين است ، يعنى چون مرتبهء وجود علت فيّاضه هيچ كمالى از كمالات وجود را كه در مراتب وجودات مجعولات ثابت است فاقد نمىتواند شد تا لازم نيايد كه معطى كمال وجودى فاقد كمال وجودى باشد ، لهذا بسيط من جميع الجهات و واحد من جميع الحيثيات و واحد باحديّت صرفه و بسيط ببساطت حقّه مىباشد ، متفطن باش كه اين معنى با اينكه غايت ظهور و وضوح دارد ، زيرا كه از اجلاى بديهيّات و فطريات است كه‌دهنده و افاضه‌كننده در آنچه كه ميدهد و افاضه مىكند تمامتر و كاملتر است نسبت بداده شده غايت بطون و غموض دارد « التوحيد ظاهره فى باطنه ، و باطنه فى ظاهره » در صحيفهء الهيّه وارد است
« هُوَ الْأَوَّلُ
« 1 »
وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
مىبينى كه چگونه مبدئيت و غايتيّت و ظاهريت و باطنيت را بذات اقدس خود منحصر فرموده است با اينكه مبادى و غايات در عالم وجود ثابت است چنان كه فرموده‌اند « تبارك اللّه احسن الخالقين « 2 » ، و لو لاك لما خلقت الأفلاك » و با اينكه هرمعلولى از معلولات و هرمخلوقى از مخلوقات را ظهرى ثابت و بطنى متحقق است پس او اصل است در ظهور و باقى فرعند و او حقيقت است در ظهور و باقى عكوسند ، پس ظهور او اتم و اكمل همهء ظهورات و وجود او اشد و اقواى وجودات است ، و بسوى اين معنى اشاره است كلام سيّد كونين ابى عبد اللّه الحسين « عليه الصلاة و السّلام » در دعاى عرفه « كيف يستدل عليك بما هو فى وجوده مفتقر اليك ، الغيرك من الظهور ما ليس لك » و ترجمهء اين كلام شريف در لمعات اصالت وجود گذشت ، ملخّصش آنست كه از براى غير تو ظهورى ثابت نيست كه از براى تو ثابت نباشد ، يعنى ظهور تو جامع جميع ظهورات و اصل اصيل همهء انوار است بنحو اعلا و اشرف و بنحو اقوى و اقدس ، لهذا بظهور غير تو بر ظهور تو استدلال نمىتوان كرد ، زيرا
هامش
( 1 ) - س 57 ى 3 ( 2 ) - س 23 ى 14 .