بهرتقدير تحقيق اين اصل شريف به اين نحو از بيانات و بيّنات مطابق و موافق است در اكثر با آنچه كه صدر محققين محيى رسوم اولين و آخرين از حكماى الهيّين و مظهر رموز اقوال اساطين متألّهين در امور اسفار اربعه تحقيق نموده و بيان فرمودهاند - فلله درّه - .
لمعة " الهيّة "
بدانكه علم باشياء منقسم مىشود بعلم اجمالى و علم تفصيلى
اول عبارت است از علم بامور متعدده بحيثيتى كه آن امور باعتبار آن علم از يكديگر ممتاز نباشند .
بعبارت ديگر علم اجمالىّ آنست كه يك صورت علميّه جهت انكشاف امور متعدده باشد و علم تفصيلىّ عبارت است از علم بامور متعدده بحيثيتى كه باعتبار آن علم از يكديگر ممتاز باشند ، و از بيّنات است كه اين معنى در صورتى متحقق ميتواند شد كه هريك از آن امور به صورت خاصه مدرك شود و بحقيقت مخصوصه خويش به حد انكشاف آيد ، بعد از شناختن اين معنى بدانكه هريك از علم اجمالىّ و تفصيلىّ دو قسم است يكى حضورى است ، و ديگرى حصولى .
علم حضورى تفصيلى تفصيلا در لمعات سابقه گذشت .
و علم حصولىّ تفصيلى از غايت انكشاف از بيان و برهان مستغنى است .
اما علم اجمالىّ حضورى پس بغايت اجمال و غموض دارد ، و جماعتى از فحول علما و متبحّرين حكما بحقيقت آن نرسيده بعضى از ايشان بالكليّه آن را انكار كردهاند ، و بعضى ديگر در كشف حقيقت آن ، حيران و سرگردان مانده ، بتكلّفات و مسامحات مرتكب شدهاند ، لهذا غنىّ از بيان و مستغنى از بيّنه و برهان نيست ، پس ميگويم در بيان آن ، كه در مباحث سابقه محقق گرديد كه جاعليّت و مجعوليّت در ميانهء وجودات متحقق است ، و منكشف گرديد كه وجود علت فيّاضه لا محالة بايد اشدّ و اقوى و اتم و اعلى باشد از وجود معلول ، و بايد نسبت وجود معلول بوجود علت مفيضه نسبت ضعف به قوت و نسبت نقص به تمام و نسبت فقر بغنا و نسبت جلوه بمتجلّى باشد ، و از بيّنات است كه