تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
متحقق بودند ، و اشاره نمودم كه همچنانكه اشتداد و تضعّف در نحو وجود كيفى و تزايد و تناقص در نحو وجود كمّى ثابت است ، در نحو وجود جوهرى نيز ثابتند ، و با وجود اين معنى شخص همان شخص است چنان كه در اشتداد و تضعّف كيفى و تزايد و تناقص كمّى مسلم است ، و اين معنى عجيب است ، فهمش ذهن صافى ميخواهد و براهين عقليّهء قاطعه و حجج نيّره ساطعه بر حقيّت اين دعوى قايم است ، و باستقصاى تمام در امور عامهء اسفار اربعه مذكورند ، نه اين وجيزه را گنجايش آن براهين قاطعه است و نه اين فقير را مجال بيان آن حجج ساطعه و با وجود اين خالى از بيانى و برهانى نيست چنان كه در مقدمهء چهارم گذشت . بعد از تمهيد اين مقدمه ميگويم در جواب حجت اولى : كه اختيار ميكنم كه در نزد تعقّل « آ » و اتحاد جوهر عاقل با آن ، باطل نميشود مگر چيزىكه از باب قصور و نقصان باشد ، چنان كه طفل منتقل مىشود از طفوليّت بسوى رجوليّت با اينكه زايل نميشود از او مگر جهات قصورات و نقصانات كه بامور عدميّه برمىگردند چنان كه خود شيخ در فصل اول از مقالهء هشتم از الهيات شفا اعتراف نموده است . ملخّص ترجمهء كلامش آنست كه بودن شىء از شىء دو قسم است ، يكى آنست كه شىء اول بحسب جبلّت ذاتش متحرك شود بسوى دوم و مستكمل شود به آن ، مثل صبّى از آن جهت كه صبى است بحسب جبلّت و فطرت خود متحركست بسوى رجوليّت ، پس در صورت انتقال صبى از صباوت برجوليّت فاسد و منعدم نميشود آن صبىّ بلكه مستكمل مىشود زيرا كه زايل نميشود از آن امر جوهرىّ و نه امر عرضى مگر چيزىكه متعلق باشد بنقصان و قوه نسبت بكمال ديگر . دوم آنست كه اول بحسب طبيعت و جبلت خود متحرك نشود بسوى دوم اگرچه لازم باشد آن را استعداد و قبول صورت امر دوم ، مثل اينكه آب بگردد هوا شود به اين معنى كه زايل شود از مادهء آب صورت آبى و حاصل شود در آن ماده صورت هوائى ، مخفى نماناد كه در قسم اول جوهر ذات اول بعينه در دوم حاصل مىشود . و در قسم دوم جوهر ذات اول بعينه در دوم حاصل نميشود بلكه جوهر ذات اول فاسد مىشود و جزئى از آن ، در دوم حاصل مىشود . تمام شد ملخص ترجمهء كلام آن محقق .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 322 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني