تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
ميگويند ايشان ، پس يا جوهر عاقل در اين صورت موجود است چنان كه پيش از تعقّل الف موجود بود ، و يا باطل مىشود از آن چيزى ، در صورت اول تعقّل الف و عدم تعقّل آن مساويست ، و در صورت دوم يا ذات عاقل باقى ميماند و حالى از احوال او باطل مىشود ، و يا خود ذات باطل مىشود ، در صورت اول استحاله ثابت مىشود مثل ساير استحالات ، نه اتحاد متحقق ميگردد ، و در صورت دوم ذات عاقل باطل مىشود و چيزى ديگر حادث ميگردد نه اينكه شيئى ميگردد شىء ديگر ، با اينكه هرگاه نيك تأمّل كنى ميدانى كه او اقتضا مىكند هيولاى مشتركه را و تجدد مركب نه بسيط را . تمام شد ملخص ترجمهء كلام آن محقق و بعد از آن گفته است : بدانكه قول قائل اينكه شيئى ميگردد شيئى ديگر مىشود نه بطريقهء استحاله از حالى بحالى ديگر و نه بطريقه تركيب با چيزى ديگر تا حادث شود از آنها شىء سومى بلكه به اين نحو كه باشد شيئى از اشياء واحد پس بگردد شىء ديگر شود ، كلام تخيّلى است و اصلا معقوليّت و معنويت ندارد ، زيرا كه هرگاه از آن دو امر موجود باشند پس دو شىء متمايز خواهند بود و اتحاد متحقق نخواهد شد ، و هرگاه يكى موجود باشد و ديگرى معدوم پس اين معنى در حقيقت زوال يكى از آنهاست و بقاى ديگرى ، و هرگاه هيچيك موجود نباشند ميگويم اين معنى زوال هردو و حدوث امر ثالث است نه اتحاد دو شىء ، پس مطلق اتحاد در ميانهء شيئى و شيئى متحقق نمىتواند شد ، تمام شد ملخّص كلام آن محقق مخفى نماناد كه هردو دليل ناتمام و از افادهء مدعا قاصرند و جواب آنها در نزد صاحب بصيرت از مقدمات ممهّده با تذكر بعضى از لمعات سابقه مستفاد مىشود ، ولى از براى توضيح و تنقيح ميگويم كه مكرر در اين وجيزه مذكور گرديد كه از براى وجود مراتب شديده و ضعيفه ثابت است ، و بيان نمودم كه هرمرتبه از مراتب وجود كه اقوى و اتم است عنوانات ذاتيّه و كمالات اوليّه و ثانويهء او بيشتر است ، خواه در قوس نزولى واقع شود و يا در قوس صعودى ، و هرمرتبه كه پست‌تر و ضعيف‌تر است كمالات و عنوانات او نيز كمتر است ، نمىبينى كه هيولاى اولى چون اضعف موجودات و اخسّ ثابتات است عنوانات ذاتيّهء آن منحصر است بجوهر مستعد ، و نوع شريف انسانى چون تحصّلش اقوى و وجودش اتم است نسبت بمراتب ديگر ، معانى ذاتيّه و كمالات اوليه و ثانويّه‌اش بيشتر و بهتر و جامع جميع معانى و ماهيات است كه در مراتب سابقه