باصل مقصود و ميگويم كه سابقا اشاره نمودم كه برهان دوم و سوم و چهارم و ششم و هفتم از براهين مقصد اول مثبت اين مقصد اعلى نيز ميباشند ، پس براهين اثبات اين مطلب اسنى نيز هفت برهان محكم البنيان است ، متفطن و متدبّر باش و غنيمت شمار .
مقصد سوم در بيان كيفيّت علم واجب الوجود بالذات است باشياء و بيان آن موقوفست بتمهيد مقدماتى و تقديم لمعانى
لمعة " الهيّة "
بدانكه مشهور در نزد جمهور حكما و متكلّمين آنست كه تعقّل اشياء بعلم حصولى و وجود معانى و ماهيّات بوجود ظلّى ، بقيام و ارتسام آنهاست بذوات قدسيه و مدارك عقليه از قبيل قيام اعراض بموضوعات و حصول عوارض از براى معروضات ، لهذا صور عقليّه و علوم حصوليّه را از باب اعراض و از جنس كيفيات ميشمارند ، و اشكالات بسيار و اعتراضات بيشمار بر اين طريقه وارد است و تفصيات و تخلّصات از اين اشكالات ، و اعتراضات نمودهاند ، در نزد تأمل صادق و فحص بالغ ظاهر و منكشف ميگردد كه بيشتر آنها بلكه همه آنها از تمحلات عارى و از تكلّفات خالى نيستند اين وجيزه را گنجايش ذكر آن اشكالات و تفصيّات ، و بيان آن تمحّلات و تكلّفات نيست ، و در كتب الهى و كلام ببسط تمام مذكورند ، و مشهور از فرفوريوس كه از اعاظم تلاميذ فيلسوف اعظم ارسطاطاليس است اتحاد عاقل است با معقول در علم حصولى و در وجود ظلى ، و همين مذهب ، مذهب و مذاق فيلسوف اعظم است چنان كه در كلمات او در كتاب اثولوچيا مستفاد مىشود ، و به زودى بعضى از آن كلمات مذكور خواهد شد . و صدر الهيّين و قدوهء محققين را در كتب و مصنفات خود مذاق و مشرب اين طريقه انيقه و اين شيوهء مرضيه است و در امور عامه اسفار اربعه ببسط تمام و تفصيل ما لا كلام اين اصل شريف و اين قانون لطيف را محقق نموده است ، و اين فقير بىبضاعت را نيز معتقد حقيّت اين طريقه مرضيه است ، و چون در تحقيق اين مقصد اعلى كه مشكلترين مقاصد الهيّه و معتبرترين