تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
به علت بالذات منتهى شوند تا دور يا تسلسل لازم نيايد ، و مراد از علت بالذات آنست كه جهت ذاتش عين جهت اقتضا و عليّت باشد و بضميمه‌ئى از ضمايم و حيثيتى از حيثيات در باب اقتضا و ايجاب محتاج نباشد ، خواه بسيط باشد آن علت و يا مركّب ، وجود باشد يا ماهيّت . از اينجا معلوم مىشود كه هرمعلول بالذات از لوازم علت بالذات است ، پس علم بحقيقت علت تامّه از آن جهت كه علت مقتضيه و علت مفيضه است علم به جهت اقتضاى خصوصيت معلول است ، زيرا كه بيان نمودم كه بايد جهت ذات علت عين جهت اقتضاى خصوصيت معلول باشد ، و از بيّناتست كه علم به جهت اقتضاى خصوصيت معلول منفّك از علم بخصوصيت معلول نميتواند شد ، لهذا از جملهء مسلّماتست كه علم بملزوم از آن جهت كه ملزوم است مستلزم علم بلازم است و تخلّف علم ببعضى از ملزومات از علم ببعضى از لوازم به جهت عدم اكتناه جهت اقتضاء است ، لهذا بعضى به تنبّه منبهى محتاج است ، و ديگرى بواسطه در اثبات ، يعنى بدليل و برهان موقوف است اخذ كن اين بيان و برهان را و ترك كن آنچه را كه اكثر شرّاح كتاب تجريد و غير ايشان در اين مقام گفته‌اند ، ذكر آن مقالات و جرح و تعديل آنها فراغ كامل و مجال واسع ميخواهد ، و اين فقير هردو مقام را فاقد و ضد هريك را واجدم . علاوه بر اين جز قال و قيل ثمرى نخواهد بخشيد ، و تشكيكات امام مشكّكين و شبهات اوهام سايرين در اين اصل شريف و قانون لطيف مبنى بر عدم تفطن بر مراد اساطين حكماى الهييّن و محققين از متكلمين است و مبتنى است بر عدم تحقيق معنى علت بالذات و معلول بالذات متفطن باش .

لطيفة " عرشيّة " [ اشاره به آنكه علم بوجود معلول ، عين وجود معلول است ]

در لمعات اصالت وجود محقق گرديد كه علم بحقايق وجوديه ممكن نيست مگر بنحو مشاهده و حضور ، و از بيّنات است كه خصوصيت وجود معلول عين خصوصيت وجود علت بلكه عين خصوصيت وجود عالم نيز نمىتواند شد در غير صورت علم بذات پس علم بخصوصيت وجود معلول عين خصوصيت وجود معلول خواهد بود بحيثيّتى