تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
قوا را مظاهر آن صور بدانيم چنان كه مذهب صدر محققين و قدوهء الهيّين است متفطن باش . و نيز ميگويم : يا صورت هرقوه ، در آن قوه حاصل است ، و يا در قوهء ديگر در صورت دوم ترجيح بلا مرجّح بلكه ترجّح بلا مرجّح لازم مىآيد ، و در صورت اول اجتماع مثلين ثابت مىشود . متفطن باش و بدانكه اكثر اين بيانات و تحقيقات در ابطال شق دوم از ترديد از خواص اين وجيزه است . پس محقق و مبيّن گرديد كه علم نفس بقوا و بصور حاصلهء در آن قوا ، بحضور هويّات عينيه و وجودات خارجيّهء آن قوا و صور است در نزد نفس بحيثيتى كه علم و معلوم متحد ميباشند باعتبار عنوان و حكايت .

ثمرة " الهيّة "

از اين لمعات و اشراقات منكشف و هويدا گرديد كه حقيقت علم عبارتست از حصول شىء و وجود آن از براى مجرد قايم بذات ، خواه از قبيل حصول شىء از براى نفس باشد ( همچنانكه در علم شىء بذات محقق گرديد ) و يا از قبيل حصول شىء از براى قابل باشد ، مثل علم نفس بصور عقليه در نزد مشهور ، و يا از قبيل اتحاد عاقل با معقول باشد ، مثل علم نفس و ساير مجردات عقليّه بصور علميّه در نزد فرفوريوس و صدر محققين و غير ايشان ، و يا از قبيل حصول معلول بالذات و مفاض بالذات است از براى علت بالذات و مفيض بالذات ، چنان كه در علم نفس بقوا و بصور حاصله در آن قوا محقق گرديد . پس خصوص حصول قيامى را در تحقق علم باشياء خارجه از مرتبهء ذات عالم مدخليّتى نميباشد چنان كه جماعتى توهّم نموده و علم باشياء خارجه را منحصر بعلم حصولى ارتسامى دانسته‌اند ، لهذا گفته‌اند كه علم واجب الوجود بالذات باشيأ بارتسام صور آن اشيأ است در ذات مقدس او « تعالى اللّه عن ذلك علّوا كبيرا » .

اشراق " و انارة "

در لمعات سابقه محقق گرديد كه مناط علم و انكشاف و جهت تميز و ادراك ، وجود و حصول است ، پس در هرجا كه حصول از براى مجرد قايم بذات اتمّ و اقوى باشد ،