تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
زيرا كه علم حضورى عبارت است از اينكه صورت عينيه بعينها صورت علميّه باشد و حال در معقول بالذات چنين است چنان كه محقق گرديد . از اين تبيان نيز معلوم گرديد كه در معلوم بالذات علم و معلوم بحسب ذات و وجود متحد و باعتبار معنى و مفهوم متغايرند زيرا كه جهت انكشاف وجود معقول بالذات است چنان كه منكشف گرديد و منكشف بالذات نيز همان وجود است .

تنبيه " شريف "

بدانكه صور عقليّه معقول بالذاتند به اين معنى كه وجود فى نفسه صور عقليه عين وجود آنهاست از براى قوه عاقله و الا به صورت ديگر محتاج ميباشند و اين معنى خلاف ضرورت وجدانيّه است علاوه بر اين دور يا تسلسل ثابت مىشود و با وجود تسلسل اجتماع امثال نيز لازم مىآيد و هرسه لازم مبرهن الفساد و مبيّن البطلانند ، پس علم بصور عقليّه حضورى است نه حصولى ، متحد است با معلوم بالذات بحسب ذات و هويّت و تغايرى متحقق نيست مگر باعتبار معنى و مفهوم ، چون جهت انكشافند علمند و چون منكشف بالذاتند معلومند و اين نحو از تغاير مجرد اختلاف عنوان و حكايت است نه تغاير بحسب وجود و هويّت و اختلاف حيثيّت باعتبار مجرد اختلاف عنوان است نه باعتبار تكثّر ذات و هويت .

لمعة " الهيّة " [ در بيان آنكه علم نفس بذات ، علم حضورى و عين ذاتست و علم حصولى كلّى است ]

بدانكه علم نفس انسانى بذات خود حضورى است نه حصولى و عين ذات اوست بنهجى كه علم و عالم و معلوم عين يكديگرند بحسب وجود و هويت و غير يكديگرند باعتبار معنى و مفهوم ، بيانش بنحو تمام موقوف است بتمهيد مقدماتى : مقدمهء اولى آنست كه از بيّنات و واضحات است كه هرشخصى از اشخاص انسان خبر ميدهد از خود باخبار و حكم مىكند بر خود به احكام ، و بالضروره حكم بشىء و خبر از شىء فرع تصور و معرفت آن شى است زيرا كه حكم بر مجهول مطلق و خبر از مجهول مطلق متصور نمىتواند شد و محقق است كه حاكم در اشخاص انسانى
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 283 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني