تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

لمعة " الهيّة "

بدانكه وجود فى نفسه معقول بالذات « 1 » عين وجود اوست از براى عاقل بالذات به اين معنى كه وجود آن ، در حدّ نفس خود وجود آن از براى عاقل يك نحو از وجود است خواه از براى معقول بالذات وجودى سواى وجود عاقل بالذات باشد چنان كه در صورت علم باشياء خارجه از ذات عاقل ثابت است و يا نباشد چنان كه در صورت علم شىء بذات خود محقق است ، و هرگاه نه چنين باشد لازم مىآيد كه معقول بالذات معقول بالذات نباشد و اين معنى خلاف فرض است . بيان ملازمه آنست كه معقول بالذات آنست كه صورت عينيّهء آن بعينها صورت علميّه‌اش باشد . بعبارت ديگر و تقرير واضحتر ، معقول بالذات آنست كه در منكشف بودن و حاضر شدن در نزد عاقل بالذات بامر خارج از ذات خود محتاج نباشد و در لمعهء سابقه محقق گرديد كه مناط علم و ادراك وجود است و نيز مبيّن شد كه بدون علاقه و ارتباط در ميانهء عاقل و معقول تعقّل و ادراك متحقق نمىتواند شد پس هرگاه وجود فى نفسه معقول بالذات عين وجود آن از براى عاقل بالذات نباشد لا محالة وجود ديگر لازم است تا بوساطت آن ، ارتباط لازم آيد و ادراك محقق شود با اينكه اين معنى خلاف فرض است كلام در وجود ديگر بعينه كلام در وجود اول است ، پس دور ثابت مىشود و يا تسلسل لازم مىآيد و يا منتهى مىشود بوجودى كه عين وجود از براى عاقل باشد ، محاليّت اول و دوم محقق است پس شق سوم ثابت مىشود و آن عين مدعاست . از اينجا است كه ميگويند هرما بالعرض بايد بما بالذات منتهى شود .

تنبيه لطيف [ هرمعلوم بالذات ، معلوم بعلم حضورى است ]

از اين بيان ظاهر و منكشف گرديد كه هرمعلوم بالذات ، معلوم ، بعلم حضورى است
هامش
( 1 ) - در بيان آنكه معقول بالذات و صورت مشهود نفس ، تمثّل و حضور آن جهت قوهء عقلى نحوهء وجود آن است و حالتى جدا از ظهور و تدلّى جهت عاقل آن ، ندارد .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 282 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني