تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
حقايق وجوديّهء امكانيه حقايق تعلّقيه و حيثيات ارتباطيّه‌اند نسبت بوجود او ، حقايق علميه امكانيه نيز حقايق تعلقيه و حيثيات ارتباطيه‌اند نسبت بعلم او ، از اين جهت است كه در زبان شريعت غرّا « على صادعها آلاف التحية و الثناء » بذات اقدس خداوند جليل ، نور الانوار ، و نور كلّ نور ، و منور كل نور ، اطلاق فرموده‌اند ، و در لسان اشراق نور صرف ، و نور الذاته ، گفته‌اند زيرا كه نور ظاهر است بنفس خود و مظهر است غير خود را چنان كه حقيقت وجود متحقق است بنفس خود و محقق است ساير اشياء را ، تدبّر كن در اين لمعهء الهيه و نگاهش دار كه ثمرات كليه در مباحث آينده به آن مترتّب خواهد شد و در علم واجب الوجود بالذات باشياء منافع عظيمه خواهد بخشيد - انشاء اللّه العزيز - .

تنبيه " الهىّ " و تفريع " حكمىّ " [ بيان اثبات وجود ذهنى و ظهور ظلّى ]

از اينجا نيز منكشف ميگردد در نزد ارباب بصيرت و اصحاب فطنت كه از براى اشيا دو نحو از موجوديت و تحقق ثابت است يكى خارجى و ديگرى ذهنى . اول عبارت است از موجوديت شىء به نحوى كه مترتب شود به آن ، آثار آن شىء و احكام آن . دوم عبارت است از موجوديت شىء بحيثيتى كه مترتّب نشود به آن ، آثار آن شىء ، و احكام آن . در تحقق اول نزاعى و خلافى واقع نيست ، دوم مورد خلاف و نزاع است در ميانهء حكما و محققين از متكلّمين ، و در ميانهء جمهور ايشان مثلا نزاعى نيست در اينكه از براى ماهيّت آتش وجودى است كه هرگاه به آن ، متّصف شود آثار و احكام آتش كه حرارت و احراق است مترتّب ميشوند ، و آن وجود را وجود خارجى و وجود اصيل ميگويند . و ليكن نزاعى واقع است در اينكه از براى ماهيت آتش وجود ديگرى ثابت است كه هرگاه به آن وجود متصف شود آثار آتش و احكام او به او مترتّب نشوند يا نه ؟ و آن وجود را وجود ذهنى و وجود ظلى و وجود غير اصيل ميگويند . بيان انكشاف آنست كه محقق گرديد كه حقيقت علم و ادراك نحوى از انحاى حقايق وجوديه است ، و ضرورت وجدانيّه و بديههء عقليه قائم است بر اينكه ما ادراك ميكنيم امور خارجهء از ذوات خود را بحيثيتى كه در ميانهء ما و در ميانهء آن امور اصلا بحسب وجود خارجى علاقه و ارتباطى متحقق نيست ، و از جملهء بيّناتست كه تا علاقهء
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 279 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني