بتقديم لمعاتى و تمهيد مقدماتى .
لمعة " الهيّة " [ تفسير معناى علم به معناى اعم و تفسير آن به معناى خاص ]
بدانكه علم عبارت است از حضور شىء از براى شىء ، بحيثيتى كه موجب تميز و انكشاف حاضر باشد در نزد آن شىء ، و علم به اين معنى منقسم مىشود بتعقّل و توهّم و تخيّل و احساس ، چنان كه در مسألهء امتناع اكتناه ذات واجب الوجود بالذات گذشت .
و گاهى علم ميگويند و اراده ميكنند از آن ، تعقّل را و كلام در اين مقام در علم به اين معنى است زيرا كه اقسام ديگر در واجب الوجود بالذات متحقق نميتوانند شد . پس ميگويم : تعقّل عبارتست از حضور مجرد از براى مجرد قايم بذات خواه از قبيل حضور شىء از براى نفس خود باشد به اين معنى كه غايب نباشد از نفس خود و حاصل باشد از براى خود يعنى فاقد نفس خود نباشد ؟ و خواه از قبيل حضور شىء در نزد شىء ديگر باشد ، و در صورت دوم خواه حصول ، حصول قيامى باشد مثل حضور علميّهء ارتساميّه از براى قوه عاقله ، و يا از قبيل حصول معلول بالذات از براى علت بالذات و حضور مجعول بالذات در نزد جاعل بالذات باشد . و مراد از مجرد در اين مقام آنست كه ماده و معروض لواحق و عوارض ماده نباشد ، و مراد از قيام بذات آنست كه قايم به غير نباشد ، يعنى وجود فى نفسهء او عين وجود در محل نباشد .
[ بيان معناى تعقّل و ادراك بنا بر مسلك شيخ شهيد سعيد ]
نزد صاحب اشراق و كسانى كه در تعقّل حضورى ، تجرد معقول را شرط نمىدانند ، تعقّل عبارت است از حضور شىء از براى مجرد قايم بذات ، زيرا كه در نزد ايشان علم بوجودات ماديّه نيز بنحو تعقّل حضوريست . اخذ كن اين معنى را و ترك كن ساير تفاسير را كه در معنى علم گفتهاند زيرا كه خالى از مناقشات و اعتراضات نيستند ذكر آن تفاسير و جرح و تعديل آنها لايق حال اين وجيزه نيست و ببسط تمام در مباحث علم امور عامهء اسفار اربعه مذكور است و مزيد تحقيق از براى اين مقام در لمعات آينده خواهد آمد - منتظر باش - .