تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بوجود صرف كه حقيقت واجب الوجود بالذات است نسبت ماهيّات امكانيّه است بوجودات امكانى . بلى اسماء ماهيات نيستند و جهت ذات و حقيقت واجب الوجود بالذات نميتوانند شد ، بخلاف ماهيات كه در ازاى حدودات و نقصانات واقعند و جهت ذوات ممكنات و مخلوقاتند از اين جهت است كه در احاديث ديگر فرمودند : سميع است بنفس خود ، و بصير است بنفس خود ، و علم ذات اوست ، و قدرت ذات اوست احاديث به اين مضمون از حد شماره افزونند بعضى از آنها در اثبات عينيّت صفات مذكور گرديد ، متفطن باش و بدانكه گاهى در زبان مشكات ولايت و اهل بيت عصمت بر حقايق وجوديّه و موجودات واقعيه نيز اسم گفته مىشود چنان كه در اصول كافى از معاوية بن عمّار مروى است كه صادق آل محمد « عليهم السّلام » در تفسير و يا در تأويل قول خداوند عزّ و جل
« وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها »
« 1 » يعنى از براى خداوند عالم اسمهاى نيكو هست پس بخوانيد او را به آن اسمها ، فرمودند : « نحن و اللّه اسماء اللّه الحسنى التى لا يقبل اللّه من العباد عملا الا بمعرفتنا » يعنى به خدا قسم كه مائيم اسماى حسناى خداوند عالم كه قبول نميكند از بندگان خود هيچ عملى را مگر بمعرفت ما . و در زيارت ششم مذكور است : « السّلام على اسم اللّه الرضا » و در بعضى احاديث اسماء را در قول خداوند احد
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
بحقايق اشياء تفسير فرموده‌اند ، و امثال اين كلمات شريفه از معدن عصمت بسيار است متتبّع باش و بدانكه اين اطلاق باعتبار مظهريّت حقايق وجوديه و موجودات واقعيّه است مر اسماء حسنى را چنان كه مذكور گرديد ، پس بنابراين از قبيل تسميه مظهر باسم ظاهر خواهد بود و با باعتبار اين است كه اسم در لغت بمعنى علامت است و حقايق وجوديه آثار و علامات و حكايات و عنواناتند از وجود مفيض بالذات « جل اسمه » و ادلّه و براهينند بر كمالات ذاتيّه فياض على الاطلاق جلت عظمته در اصطلاح نحوييّن گاهى اسم در مقابل فعل گفته مىشود و گاهى در مقابل صفت ، و صفت در نزد ايشان عبارت است از لفظى كه دلالت كند بر ذات مبهمه‌ئى كه مأخوذ باشد با بعضى از صفات خود ، مثل عالم و جاهل و ضارب و قايم و مانند آنها و اسم در مقابل صفت لفظى است كه دلالت كند بر ذات معيّن مثل انسان و فرس و مانند آنها .
هامش
( 1 ) - س 7 ى 179 .