تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
از معنى اول بلفظ مبدأ و از ثانى بلفظ مشتق است ، مثلا معنى علم را باعتبار اول صفت ميگويند و باعتبار دوم اسم و از معنى اول بلفظ علم تعبير مينمايند و از معنى دوم بلفظ عالم و بر اين قياس است معنى قدرت و قادر و معنى حيات و حىّ و امثال آنها چنان كه فرق در ميانهء سواد و اسود كه اول عرض است دوم عرضىّ نيز به اين اعتبار است ، اينست معنى اسم و صفت در لسان مشكات ولايت و در زبان اساطين حكمت و معرفت . در اصول كافى مروى است كه از على بن موسى الرضا « عليهما التحية و الثناء » پرسيدند كه چه چيز است اسم ؟ فرمودند : « صفة لموصوف » يعنى اسم صفتى است از براى موصوف . چه بسيار ظاهر است كه لفظ عالم مثلا صفت نيست بلكه معنى عالم صفت است . شواهد ديگر نيز از احاديث و اخبار براى دعوى قايم و در اين وجيزه نمىگنجند متتبّع و متدبّر باش . پس بنابراين لفظ عالم و قادر مثلا اسم اسمند نه اسم ، و مبنىّ بر اين معنى است نزاعى كه در ميانهء علما واقع است در اينكه اسم عين مسمّى است يا غير مسمى ، و الا چگونه عاقلى تجويز مىكند كه الفاظ و عبارات كه ضعيفترين اعراضند ، سيّال الحدوث غير القار الوجودند ، بحيثيتى كه زمان حدوث آنها بعينه زمان بقاى آنهاست ، عين ذات واجب الوجود بالذات و يا عين ذوات جوهريّه باشند ، مقتضاى حجت و برهان در اين نزاع نيز جمع در ميانهء نفى و اثبات است به اين معنى كه اسم به آن معنى كه مذكور شد زايد است بر ذات بحسب معنى و مفهوم ، و عين ذات است بحسب وجود و هويّت و باعتبار مصداق و انيت ، از اينجا ظاهر مىشود كه مرتبهء اسماء پست‌تر از مرتبهء ذات است باعتبارى ، و عين مرتبهء ذات است باعتبار ديگر ، و منافاتى متحقق نيست زيرا كه اتحاد جهت كه در تقابل معتبر است مفقود است

كلمة " عرفانيّة "

بدانكه مرتبه وجود صرف صرف را كه تمام حقيقت واجب الوجود بالذات است مرتبهء احديّت و مرتبهء غيب الغيوب و مرتبهء لا اسم له و لا رسم له ميگويند ، و مرتبهء
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 271 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني