وارد است « سبوح " قدوس " رب الملائكة و الروح » و سبوحيّت و قدوسيّت عين ذات واجب الوجود بالذاتند زيرا كه سلب نقصان منافى وجوب وجود و سلب امكان مناقض تأكّد ثبوت نيستند همچنانكه در مسألهء سابقه محقق گرديد كه تكثّر صفات كماليّه و اوصاف جماليّه منافى احديت صرفه و بساطت حقه نيستند ، در اين مسأله نيز محقق گرديد كه تعدد صفات جلاليه و اوصاف تقديسيّه منافى احديت صرفه و بساطت حقّه نيستند متفطن و متدبّر باش كه اين مسأله نيز از جمله غوامض مسائل ربوبيّه و عقايد دينيّه است « الحمد للّه اول الأوايل و آخر الأواخر » .
فصل يازدهم [ توحيد در صفات فعليّه و اوصاف اضافيّه ]
در اثبات توحيد بمعنى هفتم است و آن ، توحيد در صفات فعليّه و اوصاف اضافيّه است ، به اين معنى كه همهء آن صفات برمىگردند بصفت واحده ، و آن صفت عبارت از قيوميّت مطلقه و فياضيّت عامه است اگرچه اين مقصد اعلى در نزد ارباب بصيرت و اصحاب فطنت از لمعات سابقه و مباحث ماضيه مستفاد ميتواند شد ولى چون عمده مطلبى است از مطالب ربوبيّه و زبده مقصدى است از مقاصد كلاميه ، و با وجود اين معنى دقيق المسلك و صعب المنال است ، و وصول به حق حقيقتش از غوامض و مشكلات است بسط ديگرى از كلام ميخواهد تا فيضش عام و نفعش تام باشد ، پس ميگويم تحقيق آن كما ينبغى بتمهيد مقدمات چند موقوف است .
مقدمهء اولى آنست كه از واحد من جميع الجهات و بسيط من جميع الحيثيات در مرتبهء واحده از جهت واحده امور كثيره صادر نمىتواند شد ، و الا كثرت در ذات واحد من جميع الجهات ثابت مىشود ، و تركيب در حقيقت بسيطهء من جميع الحيثيّات متحقق ميگردد ، و اين معنى خلاف فرض و منافى وجوب وجود است ، بيان ملازمه در مباحث توحيد بمعنى دوم مذكور گرديد .
مقدمهء دوم ، آنست كه معانى متعدده و مفهومات متكثّره با حقيقت واحده از حقايق وجوديه از حيثيت واحده موجود مىتوانند شد ، و اين مطلب بتفصيل تمام در لمعات اثبات عينيّت صفات مبيّن گرديد .
مقدمهء سوم ، آنست كه فيض اول كه در زبان شريعت حقه ، تعبير از آن گاهى