تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
يزعم قوم من اهل العراق انّه يسمع به غير الذى يبصر و يبصر به غير الذى يسمع . قال فقال : كذبوا ، و الحدوا ، و شبّهوا ، تعالى اللّه عن ذلك ، انّه سميع بصير ، يسمع بما يبصر و يبصر بما يسمع ، قال : قلت : يزعمون ، انّه يبصر على ما يعقلونه . قال فقال : تعالى اللّه ، انّما يعقل ما كان بصفة المخلوق ليس اللّه كذلك » . يعنى بدرستى آن قديم ازلى يگانه است در وجوب وجود و در مبدئيت ايجاد اشيا ، صمد است يعنى واجب الوجود من جميع الجهات است ، احدى المعنى است ، يعنى بسيط من جميع الحيثيات است ، نيست متّصف بمعانى كثيرهء مختلفه كه موجب تركيب در ذات و مستلزم اختلاف در جهات و حيثيات او باشد ، بلكه همه نعوت كماليّه و صفات حقيقيّهء او موجودند بوجود او ، و متحققند بتحقق او . گفت محمد بن مسلم عرض كردم : فداى تو شوم ، معتقدند جماعتى از اهل عراق كه خداوند عالم ميشنود به غير آنچه كه مىبيند ، و مىبيند به غير آنچه كه ميشنود . پس فرمودند كه دروغ ميگويند ، و از طريق توحيد و ايمان بيرون رفته‌اند ، و تشبيه كرده‌اند صفات خداوند يگانه را بصفات مخلوقات ، بلند است از اينكه در مرتبهء ذات مقدس او تركيب محقق باشد ، و يا صفات زايده ثابت شود ، بتحقيق شنونده و بيننده است ، ميشنود به عين آنچه كه مىبيند ، و مىبيند به عين آنچه كه ميشنود . گفت عرض كردم كه : معتقد ايشان اين است كه مىبيند بر آن نهجى كه ايشان تعقّل ميكنند اشيا را ، يعنى ابصار او اشيا را باعتبار صور عقليه است كه در ذات او مرتسمند همچنانكه تعقل و تصور ما اشيا را بحصول صور عقليّه است در ذوات ما . و اين كلام شريف اشاره است بردّ جماعتى كه سمع و بصر را بعلم برگردانيده‌اند ، و علم خداوند يگانه را باشيا بصور عقليهء مرتسمه در ذات او دانسته‌اند ، و حقيقت اين معنى در مباحث علم منكشف خواهد گرديد ، گفت پس فرمودند : بلند است خداوند يگانه از اين معنى ، تعقّل نميكند مگر كسى كه بصفت مخلوق باشد ، نيست خداوند يگانه بصفت مخلوق . و نيز در اصول كافى مذكور است كه هشّام بن حكم روايت كرده است كه زنديقى از امام جعفر صادق « عليه السّلام » پرسيد و گفت : فتقول انّه سميع بصير ؟ فقال ابو عبد اللّه « عليه السّلام » : هو سميع بصير ، سميع به غير جارحة و بصير به غير آلة ، بل يسمع بنفسه و يبصر بنفسه ، ليس قولى انّه سميع بنفسه ، انه شىء ، و النفس شىء ،
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 253 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني