و علم باشيا عينيّه و موجودات خارجيه تابع آن اشياست در جوهريّت و عرضيّت بنا بر علم حضورى اشراقى ، اخذ كن اين معنى را و منتظر باش زياده تحقيق را در لمعات اثبات علم واجب الوجود بالذات بذات خود و بساير اشيا .
مناقشهء دوم آنست كه آن محقق در اثبات علم واجب الوجود بالذات باشيا اعتراف نموده است باينكه حقيقت علم نيست مگر منكشف بودن شىء بر شىء و سببّ انكشاف نيست مگر حضور شىء در نزد شىء يعنى غايب نبودن شىء از شىء و اينكه مذكور شد بعينه عبارت آن محقق است .
مخفى نماناد كه تحقق تميز و انكشاف بدون تحقق متميز و منكشف متصور نمىتواند شد ، پس قول باينكه صفت علم متحقق و موقوف بتحقق مضايف نيست از مفهوم محصل عارى و از معنى معقول خالى است .
و هرگاه بگويد : كه مراد اين است كه ما به الانكشاف متحقق است و ليكن تحقق انكشاف بالفعل بتحقق معلوم و منكشف موقوف است . ميگويم هرگاه مراد از ما به الانكشاف مجرد سبب انكشاف باشد لازم مىآيد كه حركات ذهنيّه و انتقالات فكريّه و ترتيب مبادى و مقدمات علم ، نتيجه باشند بلكه هرچيزيكه آن را مدخليّت در انكشاف و تميز شيئى از اشيا باشد علم به آن شىء باشد و اين معنا بديهىّ البطلان است .
و هرگاه مراد از ما به الانكشاف ، سبب تامّ ، و انكشاف تميز باشد ، تحقق ما به الانكشاف بدون تحقق فعليّت انكشاف مستلزم تخلّف مقتضاى بالذات از مقتضى بالذات خواهد بود و آن ، مبرهن الإستحاله و ممتنع بالذات است چنان كه در لمعات اثبات واجب الوجود بالذات گذشت ، پس بر اين تقدير قول باينكه صفت علم متحقق است و بتحقق مضايف موقوف نيست ، بىمعنى و خالى از تحصيل خواهد بود ، و حال آنكه مراد از ما به الانكشاف سبب انكشاف نيست بلكه مراد از آن ، چيزى است كه در نزد تحقق آن چيز ، انكشاف محقق شود و تميز حاصل آيد چنان كه مراد از ما به التشخّص سبب تشخّص نيست بلكه هرچيزى است كه بتحقق آن ، شخصيت حاصل آيد و امتناع صدق بر كثيرين متحقق گردد ، و به زبان نحوى ( باء ) ما به الانكشاف - باء - صله است نه
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٢٤١