است ، و اراده مرجّح احد طرفين است ، پس اراده نيز بر اين تقدير مراد مىباشد ، و نيز مذكور خواهد شد كه معنى قدرت « ان شاء فعل و ان لم يشأ لم يفعل » است پس لا محالة هرمقدور مسبوق بمشيّت است ، و هرگاه اراده و مشيّت متعلق قدرت و اراده باشند دور ثابت و يا تسلسل لازم است . مخفى نماناد كه از اين بيان نيز لازم آمد كه بايد اراده عين ذات خداوند احد باشد تا محذور دور و تسلسل لازم نيايد ، و بنابراين فرق نيز اوضاع صفات ذاتيّه و صفات فعليّه مختل مىگردد متفطن و متدبّر باش .
نقل كلام و تقرير اشكال
[ بيان محقق لاهيجى در فرق بين صفات حقيقيّه و اوصاف اضافيه ]
بدانكه عالم محقق و فاضل مدقّق صاحب گوهر مراد مولانا ملا عبد الرزاق لاهيجى « قدس سره » در همان كتاب فرمودهاند كه صفات ثبوتى بر سه گونه است ، حقيقيّه محضه مثل حيات ، و اضافيهء محضه مثل خالقيّت و رازقيّت ، و حقيقيهء ذات اضافه ، مثل عالميّت و قادريت .
حقيقيهء محضه آنست كه اضافه در مفهومش معتبر نباشد و عارض آن نيز نشود ، و بالجمله تحقق صفت و ترتّب اثر هيچكدام موقوف نباشد بتحقق چيزى ديگر كه مضايف صفت باشد .
و حقيقيّهء ذات اضافه آنست كه اضافه در مفهومش معتبر نباشد اما عارض آن شود ، و بالجمله تحقّقش موقوف نباشد و ترتّب اثر موقوف باشد ، مثلا عالميّت بودن شىء است بحيثيتى كه اگر دانستنى باشد بداند پس تواند كه عالم موجود باشد و معلوم موجود نباشد ، پس بحيثيت مذكوره مستلزم وجود چيزىكه مضايف آن باشد نيست ، و چون معلوم موجود بشود اضافه لا محاله محقق مىشود ميان عالم و معلوم . و اينكه گفتيم بخلاف رازقيّت است ( مثلا ) چه هرگاه مرزوق نباشد رازقيّت متحقق نشود .
اگر سؤال كنند كه رازقيّت نيز بودن شىء است بحيثيتى كه اگر مرزوق متحقق