زايد منحصر باشد ، لازم مىآيد كه ايجاد مشيّت و احداث اراده نه از روى مشيّت و اراده باشد ، و اين معنى لازم دارد كه ايجاد اراده و مشيت بقدرت و اختيار نباشد ، زيرا كه حق معنى قدرت « ان شاء فعل و ان لم يشأ لم يفعل » است چنان كه در مبحث قدرت محقق خواهد گرديد ، و يا صحت فعل و ترك است نظر بذات ، چنان كه مذاق جمهور متكلمين است ، و هردو معنى لازم دارند مسبوقيّت فعل را باراده چنان كه در نزد متأمل ظاهر و منكشف است ، و لازم مبرهن الاستحاله و محال بالذات است زيرا كه مستلزم خلوّ مرتبهء ذات است از كمالات ذاتيّه و اوصاف حقيقيه و منافى واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است و مناقض جميع براهين عينيّت صفات حقيقيه و اوصاف ذاتيّه است ، تدبّر كن در اين مقام كه از مزالّ اقدام افهام است . و منتظر باش زيادهء تحقيق را در مباحث آينده و لمعات مستقبله « الحمد للّه و المنّه » .
مناقشهء دوم آنست كه بنا بر فرق اول لازم مىآيد كه وجود مطلق داخل در صفات ذاتيّه باشد زيرا كه مقابلش از براى ذات واجب الوجود بالذات ثابت نيست و در واقع متحقق نمىتواند شد و همچنين است قيّوميت مطلقه و ربوبيّت مطلقه و لازم خلاف تحقيق و خلاف واقع است زيرا كه صفات مذكوره در مرتبهء ايجاد بلكه عين مرتبهء ايجادند و عين ذات نمىتوانند شد بلى ذات در تحقق اين صفات كافى است چنان كه مقتضاى واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است و چه بسيار فرق است در ميانهء اين معنى و در ميانهء عينيّت صفات متدبّر باش .
مناقشهء سوم آنست كه بنا بر فرق دوم بعضى از صفات فعليّه داخل در صفات ذاتيّه ميشوند ، مثل جود مطلق و مغفرت مطلقه ، و خود آن بزرگوار نيز آنها را از صفات ذاتيه شمردهاند و اين معنى خلاف واقع است ، زيرا كه ، جود ، افادهء خيرات و افاضهء فيوضات است بدون عوض ، و مغفرت بستّاريّت و جبر نقصانات برمىگردد و هردو در مرتبهء فعلند .
مناقشهء چهارم آنست كه بنا بر فرق سوم بلكه دوم اراده داخل در صفات ذاتيّه مىباشد و حال آنكه آن بزرگوار از صفات فعليّه شمردهاند .
بيانش آنست كه اراده مقدور نميتواند شد ، زيرا كه نسبت قدرت به طرفين مساوى
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٢٣٧