تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
خداوند عالم ، و آنها صفات مخلوقاتند ، پس ارادهء خداوند عالم مر فعل را نه غير ارادهء او اين است كه ميگويد فعل را هست شو پس هست مىشود بىلفظ و بىنطق به زبان و بىقصد و تفكّر و كيفيت نيست از براى او چنان كه كيفيت نيست از براى خداوند عالم چه بسيار ظاهر است كه اراده بمعنى احداث در مرتبهء ايجاد بلكه عين مرتبهء ايجاد است و به آن ماهيّات اشيا موجود ميشوند چنان كه در حديث ديگر فرمودند : « خلق اللّه الأشياء بالمشيّة و خلق المشية بنفسها » يعنى آفريده است خداوند عالم اشيا را بمشيت و آفريده است مشيت را بنفس خود يعنى بدون واسطه ، و او است مرتبهء كن اولى چنان كه در حديث سابق معلوم گرديد و او است مرتبهء رحمت واسعه چنان كه در صحيفهء الهيه وارد است
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » ،
« 1 » و او است مرتبهء ولايت مطلقه « اول ما خلق اللّه نورى » و او است مقام « او ادنى ،
فَكانَ قابَ
« 2 »
قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
و او است حقيقت قلم اعلى اول ما خلق اللّه القلم و او است درجهء ثانيهء از مشيّت « اول ما خلق اللّه المشيّة بنفسها » و او است حقيقت روح اعظم و عقل اول چنان كه در اخبار و آثار است
« عباراتنا شتّى و حسنك واحد - * و كل الى ذاك الجمال يشير » .
چه بسيار ظاهر است كه زيادتى و حدوث اراده به اين معنى منافى نيست يا عينيت اراده بمعنى علم بوجه خير در نظام اتمّ اشيا بر وجه رضا - بنهجى كه مترتب شود به او وجود اشيا در اعيان بر وفق علم تام و بنهج اتقان و احكام و بر وجه اتم نظام . بخيالت نرسد كه از براى اراده دو معنى ثابت كردم « حاشا و كلا » بلكه از براى آن ، دو مرتبه قائل شدم ، دوم فرع اول و تبع آنست ، و فيض اول و تعلق او است اخذ كن اين تحقيق را كه قرّهء عين معرفت و نور حدقهء بصيرت و روح روان طالب حقيقت است ، و به آن مندفع ميگردد تنافى در ميانهء براهين عقليّه و دلايل نقليه و آثار نبويه ، زيرا كه همهء دلايل قدرت ازليه دلالت ميكنند بر تحقيق ارادهء ازليّه چنان كه در نزد تأمل ظاهر و واضح است ، متأمل و متفطن باش ، و بدانكه هرگاه نه چنين باشد و مشيّت و ارادهء خداوند احد بارادهء حادثه و مشيت
هامش
( 1 ) - س 7 ى 155 . ( 2 ) - س 53 ى 9 .