تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ذاتيه آنست كه ذات خداوند احد بمقابلات آنها موصوف نتواند شد ، مثل علم و قدرت و حيات و حكمت و عزّت و سمع و بصر و امثال آنها ، و ظاهر است كه ذات بارى - جلّ اسمه - بمقابلات اين صفات موصوف نمىتواند شد نمىتوان گفت كه از براى او علم و جهل است و قدرت و عجز و حيات و ممات است و حكمت و سفه و عزت و ذلّت است و شنوائى و ناشنوائى و بينائى و نابينائى ثابت است و على هذا القياس . و صفات فعليّه آنست كه بمقابلات آنها نيز موصوف تواند شد به اين معنى كه مقابلات نيز از امور وجوديه و از اوصاف ذات باشند ، مثل اراده و كراهت ، و رضا و سخط ، و ولايت و عداوت ، و امثال آنها زيرا كه جايز است اينكه گفته شود كه از براى او رضا و سخط و ولايت و عداوت است نسبت به دو امر مختلف و على هذا القياس و در صحيفهء الهيه وارد است
« رَضِيَ اللَّهُ
« 1 »
عَنِ الْمُؤْمِنِينَ »
يعنى خداوند احد خشنود است از مؤمنين و نيز وارد است
« سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ »
« 2 » يعنى غضب خداوند احد ، ثابت است بر كافرين و نيز وارد است
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ »
يعنى خداوند عالم دوست مؤمنان و دشمن كافران است . فرق دوم آنست كه صفات ذاتيه عبارتند از صفاتى كه متعلق قدرت واقع نتواند شد ، مثل علم و قدرت و حيات و امثال آنها ، زيرا كه جايز نيست اينكه گفته شود قادر است بر اينكه بداند ، و قادر است بر اينكه نداند ، و قادر است بر اينكه مالك باشد ، و قادر است بر اينكه مالك نباشد ، و قادر است بر اينكه عزيز و حكيم باشد ، و قادر است بر اينكه عزيز و حكيم نباشد ، و قادر است بر اينكه جواد باشد ، و قادر است بر اينكه جواد نباشد ، و قادر است بر اينكه غفور باشد و قادر است بر اينكه غفور نباشد . و صفات فعليّه آنست كه متعلق قدرت واقع توانند شد ، مثلا صحيح است اينكه گفته شود قادر است بر اينكه ثواب بدهد و عقاب كند ، و قادر است بر اينكه زنده گرداند و بميراند ، و هم‌چنين است در ساير صفات فعليّه و اوصاف اضافيّه .
هامش
( 1 ) - س 48 ى 18 ( 2 ) - س 5 ى 83