تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و نعم ما قيل :
« فان قلت بالتنزيه كنت مقيّدا * - و ان قلت بالتشبيه كنت محددا »
متفطن باش و بهردو چشم بصيرت نظر كن و در مباحث سابقه و لمعات ماضيه نيك تأمل كن و در آيات قرآنيّه و احاديث نبويّه و آثار جعفريّه بدقت نظر تفكّر كن ، زيرا كه اين مسأله از غوامض مسائل الهيه و مشكلات مقاصد ربوبيّه و معضلات رموز قرآنيه و اسرار نبويه است - و اللّه المستعان و عليه التكلان - .

وهم " و تنبيه " و تتميم و تحقيق [ نقل كلام ملا صدرا از اسفار در نفى حلول و اتحاد از حق اول نسبت بممكنات ]

بدانكه صدر محققين در فنّ ربوبيّات از اسفار اربعه فرموده‌اند : و چون از براى واجب الوجود بالذات محل نيست پس از براى او نسبت حلولى متحقق نميتواند شد چنان كه نصارى ميگويند ، و چون به مجرد ذات خود واجب الوجود است ، و ماسواى او ممكناتند ، پس از براى او نسبت اتحاد با ممكنات متصور نمىتواند شد چنان كه جهّال متصوفه ميگويند ، و چون از براى او مناسب نيست ، پس مناسباتى كه بعضى از متصوفه در حق بارىتعالى اثبات كرده‌اند همه اوهام مضلّه‌اند و چه بعيد است از حق ، قول كسانى كه توهّم كرده‌اند از اين جماعت كه نسبت خداوند يگانه بهمهء عالم مثل نسبت نفس است به بدن ، هيهات نسبت نفس به بدن نسبت صانع است بدكان و آلات او نه نسبت علت است بمعلول او و هرچيزىكه فاعل نيست مگر بآلت پس ممكن نيست كه ايجاد كند آلت خود را ، و هرگاه نفس موجد بدن خود باشد هراينه نفس نخواهد بود ، و اين معنى خلاف فرض است ، پس نيست نسبت مبدع اشياء باشياء مثل نسبت نفس به بدن خود زيرا كه مبدع اشياء بلندتر است از اينكه محتاج باشد بآلت در ايجاد اشياء ، و نيز نفس ناطقه از آن جهت كه نفس است مجرد بالقوه و مادى بالفعل است مثل ساير قواى جسمانيّه و او جسمانية الحدوث است اگرچه روحانيّة البقاء باشد ، و او جسمانيّة التأثير است هرچند روحانيّة التأثّر باشد ، و اين معنى به جهت اين است كه ايجاد متقوّم بوجود است و هرچيزىكه مستغنى باشد از ماده در ايجاد ناچار است اينكه مستغنى باشد از ماده در وجود نيز ، و هرگاه نفس جسمانيّة التأثير نباشد لازم مىآيد كه عقل باشد ، و اين
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 222 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني