تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
مترتّبند و تجوهر و موجوديت ماهيّات امكانيه به تبعيت تحقق و تحصّل وجودات امكانيه است ، و در لمعات اصالت جعل در وجود مبرهن گرديد كه جاعليت و مجعوليت بالذات در ميانهء وجودات متحقق است و ماهيات ممكنات مجعولات بالتبع و معلولات - بالعرضند ، و در مسألهء عينيت صفات حقيقيّه محقق خواهد شد كه صفات كماليّه در همه حقايق وجوديه عين يكديگر و عين وجودند ، و اينكه ميگويند صفات كماليّه در واجب الوجود بالذات عين ذاتند و در ممكنات زايد بر ذاتند نسبت بماهيّات ممكنات است نه نسبت بوجودات ممكنات ، پس وجودات حقيقيه و موجودات واقعيّه و علوم نفس الأمريّه و وحدات عينيّه و على هذا القياس در عالم وجود امكانى ثابتند ، خيال مكن كه اين معنى قول باشتراك لفظى است در وجود و در عوارض وجود چنان كه مذاق جماعتى از متكلّمين و مشرب بعضى از محققين است ، هيهات ؛ اين معنى فى الحقيقه اثبات اشتراك معنوى است ، و ليكن بنحو تشكيك نه بنحو تواطؤ ، بتشكيك خاصى نه بتشكيك عامّى ، بلكه مقصود بالذات از اين تحقيق و بيان اثبات تشكيك خاصى است و نفى تواطؤ و سلب تشكيك عامى ، و منظور بالاصاله اثبات فقر ذاتى است در ممكنات ماهيّة و وجودا ، عينا و ذهنا ، مجردا و ماديّا ، و اينكه غنائى در عالم وجود امكانى متصور نمىتواند شد بلكه همهء جهات ممكنات جهات فقر و همهء حيثيّات آنها حيثيّات احتياج است و بسوى اين لطيفهء الهيّه اشاره است در كلام معجز نظام خاتم اوصيا « عليه التحية و الثناء » : توحيده تميزه عن خلقه ، و حكم التميز بينونة صفة لا بينونة عزلة . يعنى توحيد خداوند عالم تميز دادن اوست از خلق او ، و حكم تميز مباينت صفتى است نه مباينت عزلتى ، زيرا كه صفت امر قايم به غير را ميگويند و عزلت مشعر از استقلال و انفراد است ، ذو العينين باش سلب كن از جهتى و اثبات كن از جهت ديگر ، برزخى باش و معنى صدق مشحون الحسنة بن السيّئتين را درّ گوش هوش گردان ، و مفاد « خير الأمور أوسطها » را كحل جواهر ديدهء بصيرت گردان ، و بدان كه اشتراك لفظى مستلزم استقلال و تواطؤ موجب استبداد است ، و بعبارت ديگر هردو مستلزم تشبيه و تعطيل و موجب تحديد و تقييدند عجب است كه قائلين باشتراك لفظى از جهت فرار از ورطهء تشبيه و تعطيل سلب اشتراك معنوى نموده‌اند ، و از براى غايت تنزيه و تقديس باشتراك لفظى قائل شده‌اند ، غافل از اينكه اين نحو تنزيه و تقديس عين تشبيه و تعطيل است ،