و دقيقهء ربوبيّه اشاره است و آن دعا اين است « يا هو ، يا من هو ، يا من ليس هو الا هو ، يا من لا يعلم اين هو الا هو » نمىبينى كه چگونه هويّت را كه عبارت از حقيقت وجود است بذات پاك خداوند يگانه منحصر فرمودهاند و از ساير اشيا سلب فرمودهاند ، و در اصول كافى از مخزن علوم ربّانىّ جعفر بن محمد الصادق « عليهما السّلام » مرويست كه در جواب زنديقى از زنادقه فرمودهاند : « هو شىء بحقيقة الشيئيّة » و چون همه صفات كماليّه بوجود برميگردند و عين وجودند پس بالحقيقه علم نيست مگر علم او و قدرت نيست مگر قدرت او و حيات نيست مگر حيات او و عظمت نيست مگر عظمت او .
و در اصول كافى است مرويست كه شخصى در خدمت صادق آل محمد « عليهم السّلام » گفت : « اللّه اكبر » پس آنحضرت فرمودند « اللّه اكبر من اىّ شىء » يعنى خداوند عالم بزرگتر از كدام چيز است ، پس آن شخص گفت : « من كل شىء » ، يعنى از همه چيز ، پس آن حضرت فرمودند حددته ، يعنى محدود گردانيدى خدا را پس آن شخص گفت چگونه بگويم فرمود بگو « اللّه اكبر من ان يوصف » يعنى خداوند بزرگتر است از اينكه وصف كرده شود و چون از اللّه اكبر من كل شىء بمقتضاى قواعد عربيّه مستفاد مىشود كه از براى غير خدا نيز بزرگى ثابت است ، فرمودند كه محدود كردى خداوند عالم را يعنى بزرگى بذات پاك خداوند جليل منحصر است و غير او هالكات الذوات و ناقصات الهويّات و قاصر الإنيّاتند :
« مر او را رسد كبريا و منى * كه ملكش قديم است و ذاتش غنى »
پس مشارك نيست واجب الوجود بالذات با شيئى از اشيا در هيچ معنائى از معانى و در هيچ نعتى از نعوت ، و متحد نيست با موجودى از موجودات در هيچ مفهومى از مفهومات و در هيچ صفتى از صفات « ما للتراب و ربّ الارباب - چه نسبت خاك را با عالم پاك » و با وجود اين ، وجودات امكانيّه وجودات حقيقيه و حقايق عينيّه و منشأ آثار خارجيهاند ، زيرا كه در لمعات اثبات اصالت وجود محقق گرديد كه آثار ممكنات بر وجودات امكانيّه