لمعة " الهيّة " [ تحقيق در عينيّت صفات حق با ذات او و يگانگى صفات كمالى او با يكديگر ]
بدانكه صفت در مقابل ذات گفته مىشود و ذات آنست كه قايم بنفس باشد ، يعنى وجود فى نفسه آن عين وجودش در غير نباشد ، و صفت آنست كه وجود فى نفسهء آن عين وجود آن باشد در غير ، خواه وجود فى نفسهاش وجود خارجى باشد يا وجود عقلى ، در صورت اول قيام ، قيام خارجى است و در صورت دوم ، قيام عقلى است .
[ بيان معنى صفت در حقايق وجوديه و ماهيات خارجيّه ]
مشهور در نزد جمهور در معنى صفت اينست كه مذكور شد و ظاهر از اين تعريف ، و از كلمات ايشان آنست كه لا محالة بايد وجود صفت مغاير وجود موصوف باشد در خارج و يا در عقل ، و آن وجود را وجود رابطى و وجود لغيره ميگويند ، و ليكن مقتضاى فحص و برهان آنست كه در معنى صفت ، قيام بمعنى مذكور معتبر نيست ، زيرا كه عوارض وجود صفات و عنوانات وجودند و در ميانهء آن عوارض و حقايق وجوديّه در هيچ نشأهئى از نشآت قيام متصور نيست حتى در نزد عقل ، زيرا كه قيام عقلى فرع تحصّل هريك از عارض و معروض است در عقل بتحصل عليحده ، و سابقا اشاره نمودم و بعد از آن محقق خواهد شد كه عوارض وجود از آن جهت كه وجود است عين وجودند بحسب ذات و هويّت ، و غير وجودند به مجرد عنوان و مفهوم ، پس عوارض وجود در اذهان و اعيان عين حقايق وجوديهاند ، ولى در اعيان عين وجودات عينيّه و در اذهان عين وجودات ذهنيّهاند ، و مغايرت در ميانهء وجود و آنها متحقق نيست مگر به مجرد تعمّل از عقل و تعريهء از ذهن ؛ به اين معنى كه عقل حكم مىكند به دو سنخ از شيئيّت ، يكى شيئيّت مفهومى كه جهت ابهام و قوه است ، و ديگرى شيئيت وجودى كه جهت تحصّل و فعليّت است ، و شواهد و بيّنات ديگر نيز بر اين دعوى قايم است ( متفطن باش ) پس صفت در نزد فحص و برهان عبارتست از معنى ناعتى كه موجوديّت آن از براى خود نباشد خواه آن را موجوديتى سواى موجوديت موصوف باشد يا نباشد . و بعبارت ديگر صفت شىء عبارتست از معنى ناعتى كه انتزاع كرده شود از آن شىء بالذات يا بالعرض ،