در ايجاد اطلاقى و ايجاب عمومى او مندرج و مندمجند ،
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
« 1 » ، و لا حول و لا قوّة الا باللّه العلىّ العظيم » .
اشراق " و انارة " [ بيان آنكه موجودات عالم امكانى مبدأ آثار و منشأ آثارند در واقع ولى به تحقق بوجود و ايجاد حق اول ]
بدان اى طالب حقايق علميه و معارف ربوبيّه و معالم دينيّه كه با وجود اين هر مرتبهئى از مراتب وجود و هردرجهئى از درجات موجود را آثارى ثابت و احكامى متحقق است
« هرمرتبهئى از وجود حكمى دارد * - گر حفظ مراتب نكنى زنديقى »
و هريك از موجودات عاليه و سافله و ذوات قدسيه و نفوس شريفه و طبايع جسمانيّه مبدأ آثار و منشأ افعالند ولى مبدئيّت و منشأيّت در بعضى بعنوان فاعليت الهيه است و آن ، عبارت از افاضهء وجود و افادهء جود است و در بعضى بعنوان فاعليّت طبيعيّه است و آن ، عبارت از اعداد مواد و تحريك اجسام است و ليكن بنحو تبعيّت نه بعنوان استقلال بنهج تقييد نه بنهج اطلاق و تعبير از اين معنى در زبان شريعت غرّا بحول و قوهء الهى است چنان كه فرمودهاند « لا حول و لا قوّة الا باللّه العلىّ العظيم » .
هداية و ارشاد
تدبّر كن در آيهء وافى هدايه
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ
« 2 »
رَمى »
يعنى نينداختى تو در وقتى كه انداختى و ليكن خداوند عالم انداخته است ، و در آيهء كريمهء سراپا هدايهء « و
قاتِلُوهُمْ
« 3 »
يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ »
يعنى مقاتله كن با ايشان عذاب مىكند خداوند عالم ايشان را ظاهر است كه مراد از عذاب كشته شدن ايشان است در معركهء قتال به زور و قوت مجاهدين و مقاتلين نمىبينى كه چگونه نفى كرده است رمى را از پيغمبر در عين اثبات آن و چگونه رميى كه از براى پيغمبر « صلّى اللّه عليه و آله » ثابت كرده است به خود نسبت داده شده است و نمىبينى كه چگونه امر كرده است ايشان را بقتال و جدال و كشتن اهل قتال را به خود نسبت داده است ، نفى اشاره بعدم استقلال و اثبات اشاره
هامش
( 1 ) - س 42 ى 53 .
( 2 ) - س 8 ى 17 .
( 3 ) - س 9 ى 14 .