تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
باشد و نسبت ماهيات امكانيه بارتباط و عدم ارتباط مساوى است و الا لازم مىآيد كه بدون ملاحظهء مرتبط اليه و ارتباط متصور و متعقل نباشد ، بطلان لازم مستلزم بطلان ملزوم است ، پس ضميمه ارتباط ثابت و جهت تعلق لازم است ، و آن ضميمه وجود است ؛ زيرا كه همهء ماهيّات در اين معنى در حد استوا و مرتبه سوائيّتند .

تنبيه " لطيف "

بدانكه تحقق مناسبت تامه در ميانه علت بالذات و معلول بالذات با تحقق عينيّت وجود در واجب الوجود بالذات نيز مثبت اين مدعى و بيّنهء اين دعوى است ، و در مسألهء اثبات امتناع اكتناه ذات واجب الوجود بالذات ، ببسط تمام محقق گرديد . براهين بسيار ديگر بر اين مدعى قايم است ، و در كتاب مشاعر كه از مصنّفات استاد الاساتيد صدر متألّهين است مذكور است ، و همين‌قدر كه مذكور شد از براى ارباب بصيرت كافى است .

وهم " و تنبيه " [ نقل استدلال برخى از متأخران در عدم امكان مجعوليت وجود بجعل بالذات و بسيط ]

بدانكه بعضى از متأخرين استدلال كرده است بر اينكه وجود مجعول بالذات نمىتواند شد ، باينكه هرگاه تأثير علت تنها در وجود متحقق باشد لازم مىآيد كه جايز باشد كه هرچيزى معلول هرچيزى و هرچيزى علت هرچيزى تواند شد ، بطلان لازم موجب بطلان ملزوم است . بيان ملازمه آنست كه وجود حقيقت واحده است پس علت آن ، صلاحيت دارد از براى عليّت هروجودى زيرا كه حكم حقيقت واحده مختلف
هامش
( 1 ) - آخوند ملا صدرا در شواهد و اسفار اين قول را به برخى از متأخران نسبت داده است و بقول خطيب رازى فخر الدين شباهت دارد . اغلب اين شبهات از فرض وجود و اعتبار آن در سلك حقايق متواطئهء از ماهيّات و يا از اعتبارى بودن وجود ، ناشى مىشود ، و اصلا وجود داخل در حقايق ماهويّه نيست تا حكم متواطى بر آن جارى شود و داراى افراد باشد و نيز قبول تشكيك دائر در السنهء مشهور ، نوع تشكيك واقع در مفاهيم ، ننمايد ، تشكيك در شخص واحد بحسب جلوه‌هاى مختلف و يا در حقيقت واحد بنا بر مراتب مختلف در وجود اعتبار صحيح دارد ، آن هم نه در غيب وجود بل‌كه در مراتب قابل تعيّن هستى - جلال آشتيانى -