تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
ميگويم : فاعل بالحقيقه و جاعل بالاستقلال نيست مگر واجب الوجود بالذات - جل اسمه - ، زيرا كه محقق گرديد كه معدوم منشأ تأثير و مبدأ اثر نميتواند شد و ماهيات امكانيّه در حد انفس خود نه موجودند و نه معدوم نسبت آنها چنان كه بموجوديت و معدوميت مساوى است بايجاب و لا ايجاب و با ايجاد و لا ايجاد نيز مساوى است ؛ زيرا كه ايجاب فرع وجوب و ايجاد تبع وجود است پس هرگاه منشأ ايجاب و ايجاد باشند ترجّح بلا مرجّح لازم مىآيد و انقلاب حقايق ثابت مىشود ، و نيز در مقدمات ممهّده مذكور گرديد كه ممكن از آن جهت كه ممكن است منشأ وجوب وجود و مبدأ امتناع عدم نمىتواند شد پس منشأ ايجاد و تأثير نيز نمىتواند شد ؛ زيرا كه ايجاد فرع ايجاب است چنان كه وجود فرع وجوب است ، و نيز در لمعات اين مسأله محقق گرديد كه وجودات امكانيه حقايق تعلقيّه و حيثيّات ارتباطيّه‌اند و حقايق تعلقيه و حيثيات ارتباطيه را بدون متعلق به و بدون مرتبط اليه تحققى و موجوديّتى متحقق بلكه متصور نمىتواند شد ، پس با قطع‌نظر از متعلق به و مرتبط اليه‌ها لكات الذوات فانيات الانيّات فاقدات الهويّاتند ، فرعيّت ايجاد از براى وجود و تبعيت ايجاب از براى وجوب در مقدمات سابقه محقق گرديد بلكه از جمله ضروريات و بديهيّات و از بابت فطريّات و اوليّات است ؛ پس هرگاه وجودى از وجودات بنحو استقلال و استبداد منشأ وجوبى و مبدأ وجودى باشد لازم مىآيد كه حقايق تعلقيه منقلب بحقايق استقلاليه و حيثيّات ارتباطيه منصرف بحيثيات استبداديّه باشد و امتناع لازم غنى از بيان و مستغنى از بيّنه و برهان است . برهان ديگر بر اين مقصد اعلى و مطلب اسنى آنست كه در لمعات اثبات توحيد بمعنى دوم مبرهن گرديد كه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است پس قيّوميت او قيوميت مطلقه و فيّاضيت او فياضيت عامه است و الا جهتى از جهات امكان و يا حيثيتى از حيثيات امتناع در ذات مقدس او متحقق و ثابت مىباشد و اين خود مستلزم تركيب است و تركيب منافى احديت صرفه و بساطت حقّه است ، پس جميع آثار و افعال كه از مبدعات و مكونات صادر ميشوند به او منتهى ميشوند و در قيوميّت مطلقه و فياضيّت عامهء او مستهلك و متسغرقند و همه ايجادات و ايجابات كه از عقول قدسيه و نفوس نطقيّه و طبايع جرمانيّه صادر مىشوند