نميشود .
جواب اين استدلال آنست كه حقايق وجوديه مختلفند بشدت و ضعف و بغنا و فقر و بتجرّد و ماديّت ، خلاصه از براى وجود مراتب مختلفه و درجات متفاوته ثابت است
« هرمرتبه از وجود حكمى دارد - * گر حفظ مراتب نكنى زنديقى »
. بلى هرگاه از براى وجود ، ماهيّت نوعيه ثابت باشد و از براى آن افراد متماثله متحقق باشد اين استدلال خالى از وجهى نخواهد بود ، و در لمعات سابقه محقق گرديد كه وجودات حقايق عينيّه و ذوات خارجيهاند ، و از براى آنها ماهيت كليّه متحقق نيست ، چه جاى از ماهيت نوعيه ؛ بلى منتزع مىشود از آنها مفهوم عامى كه نسبتش به آنها نسبت اعراض عامه و عنوانات كليه است ، و حال آنكه در اين صورت نيز ميتوان گفت كه ملازمه مسلم نيست ، چه مىشود كه خصوصيت افراد را دخلى باشد در اقتضاى علت معيّنه .
و احتجاجات و استدلالات ديگر كه شيخ اشراق و سيد داماد و غير ايشان در اين مقام اقامه فرمودهاند همه مبنى بر اعتباريّت و انتزاعيّت وجود است و چون سابقا محقق گرديد كه وجود را حقايق عينيه و ذوات خارجيه ثابت است پس همهء آن استدلالات مندفع خواهند گرديد و احتياج بذكر آنها و جرح و تعديل آنها نخواهد بود ، و محذورات ديگر بر اصالت جعل در ماهيّات وارد است ، و اين رساله را گنجايش ذكر آنها نيست و موضع طلب آنها امور عامهء اسفار اربعه است .
لمعة " الهيه [ بيان آنكه ماهيّات ممكنه در قبول فيض وجود مختلف و متفاوتند ]
بدانكه ماهيّات امكانيه در استفاضه فيض وجودى از مبدا فيّاض مختلفند ، در بعضى امكان ذاتى كافى است در قبول فيض وجودى ، مثل مبدعات ، و در بعضى ديگر امكان استعدادى نيز معتبر است ، مثل حوادث و كائنات ، و الا تخلّف معلول از علت ثابت مىشود و ترجّح بلا مرجّح لازم مىآيد .
قسم اول نيز مختلفند بعضى در فيضان و صدور از علت فيّاضه بواسطهئى از وسايط محتاج است و بعضى بدون واسطه از مبدأ فيّاض فايض است ، و الا لازم مىآيد كه از واحد من جميع الجهات در مرتبهء واحده از جهت واحده كثير صادر شود ، و بطلان اين معنى سابقا محقق گرديد . بعد از تمهيد اين مقدمات و تحقيق اين لمعات