تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
علم واجب الوجود بالذات محقق خواهد شد كه ماهيّات اشيا با نفس خود در اذهان حاصل ميشوند و تفاوت در ميانهء موجود ذهنى و موجود خارجى باعتبار اختلاف نحو و وجود است ( تدبّر كن ) . و اينكه گفته‌اند در صدق قضيّهء موجبه ، وجود موضوع شرط است و در قضيهء سالبه شرط نيست ، علاوه بر اين نحو از تقرر است كه خصوصيت ايجاب مقتضى آنست و خصوصيت سلب مقتضى نيست چنان كه در علم ميزان محقق است ، علاوه بر اينها در وقت ارتفاع انسانيت از خارج ، قضيهء معدوم انسان نيست صادق است نه قضيّهء انسان انسان نيست ، نمىبينى كه قائل قول دوم مورد سخريّه و استهزاء است و باصحاب سودا و جنون منسوب است ، و اين معنى نيست مگر باعتبار اشتمال او بر تناقض چنان كه آن حكيم الهى فرموده‌اند ، بعد از تمهيد اين دو مقدمه و تزييف آن دو مذهب ميگويم : مجعول بالذات بجعل بسيطى ، نفس حقايق وجوديّه است نه انفس ماهيات امكانيّه ، زيرا كه در لمعات اثبات اصالت وجود محقق گرديد كه موجود بالحقيقه و متحقق بالاصاله و متشخص بالذات انحاء وجودات است نه انواع ماهيات مگر بالعرض و بالتبع ، و ضرورت عقليه قائم است بر اينكه مجعول بالذات و اثرى كه مترتّب مىشود بر جعل اولا و بالذات حقيقتى از حقايق عينيه و انيتّى از انيات خارجيه و هويتى از هويات شخصيه است ، و ماهيات امكانيه از حقيقت خالى و از خارجيت عارى و از متشخّصيت برىاند . و قول باينكه انفس ماهيات بعد از صدور از جاعل به اين صفات موصوف ميشوند ، خالى از مغز و عارى از تحصيل است ، زيرا كه هرگاه امرى به آن ماهيات منضم نشود نسبت آنها باوصاف مذكوره و عدم آنها مساوى مىباشد ، و يا لازم مىآيد كه آن ماهيات در حد انفس خود متحقق و متشخّص باشند ، و اين معنى در حقيقت انقلاب حقايق است ، و الا ، يعنى هرگاه امرى به آنها منضّم شود مطلوب ثابت مىشود ، زيرا كه در حقيقت آن امر منضم كه جهت شخصيت و عينيّت است مجعول بالذات است نه ماهيات كه حيثيّت ذوات آنها ابهام محض است و نسبت آنها بانحاء تشخّصات و تحصلات مساوى است ، متفطن باش كه خالى از دقت و لطافت نيست . برهان دوم بر اين مدعى آنست كه در مقدمهء ممهّده گذشت كه بايد مجعول بالذات مرتبط بالذات باشد به جاعل خود به اين معنى كه تعلق و ارتباط در مرتبهء ذاتش متحقق
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 203 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني