تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بتبعيت و بالعرض اين جعل بسيطى مجعول و متحقق ميشوند زيرا كه در نزد تحقق جعل انفس ماهيات امور مذكوره بضرورت ذاتيه مطلقه از براى ماهيات ثابت ميشوند و مطلق ضرورت ازليّه بوده باشد يا ذاتيّه مانع از تعلق جعل بالذات است ، و الا ضرورت ذاتيّه يا ازليه متحقق نخواهد بود ، و فرق در ميانهء آن دو ضرورت در تعلق جعل بالعرض است ؛ زيرا كه ضرورت ازليه منافى است با جعل بالذات و با جعل بالعرض چنان كه سابقا محقق گرديد ، بخلاف ضرورت ذاتيه كه با تعلق جعل بالعرض منافى نيست ، و باعتبار ديگر ذاتيّات مجعول بالذاتند و ماهيت ملتئمة از ذاتيات مجعول بالعرض است ، و فرق باعتبار تحليل و تركيب و اجمال و تفصيل است - تدبّر كن - و مشهور از حكماى مشّائين جعل تركيبى در ميانهء ماهيت و وجود است و ليكن بعد از تعمّق در قواعد و كلمات ايشان ظاهر مىشود كه مجعول بالذات در نزد ايشان حقايق وجوديه است چنان كه مذهب منصور و مذهب صدر محققين و جماعتى از متأخرين است ، و بنابراين مذهب ماهيات و اتصاف ماهيات بوجودات و بودن آن ماهيت آن ماهيّت و بودن آن وجود آن وجود و لوازم ماهيات و ذاتيّات و لوازم وجودات و بودن آن لوازم ، آن لوازم و بودن آن ذاتيّات آن ذاتيّات ، مجعولات بالعرض و معلولات بالتبعند چنان كه در طريقهء اولى ماهيّت مجعول بالذات است و باقى مجعول بالعرضند ، و ليكن در بعضى تبعيّت بيك مرتبه است و در بعضى به دو مرتبه و در بعضى بيشتر است چنان كه در نزد تأمل ظاهر مىشود . خلاصهء كلام مجعول بالذات در نزد هردو طايفه يا هرسه طايفه ، شىء واحد است ، در نزد طايفهء اولى انفس ماهيات است ، و در نزد طايفهء دوم اتّصاف است ، و در نزد طايفهء سوم حقايق وجوديه است ، و جعلهاى ديگر همه بالتبع و بالعرض و على سبيل الاستتباع و الانجرارند . بلى مقتضاى جعل تركيبى بالذات در ميانهء ماهيات و وجودات آن است كه انفس ماهيّات و وجودات از جعل مستغنى باشند ، زيرا كه انضمام شىء بشىء ، و ثبوت شىء ، از براى شىء ، فرع ثبوت منضم و منضمّ اليه و تبع تحقق مثبت و مثبت له است ، پس لازم مىآيد كه انفس وجودات و ماهيات مستغنى از جاعل باشند . خلاصهء كلام وجود و ماهيت هرگاه در نفس الامر متقرر و ثابت نباشند جعل تركيبى در ميانهء آنها از قبيل انضمام معدوم بمعدوم و ثبوت معدوم از براى معدوم مىباشد ، و اين معنى با اينكه