تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
پس چيزىكه مرتبط بالذات و متعلق بالذات فرض كرده بوديم مرتبط بالذات و متعلق بالذات نميباشد بلكه مرتبهء ذاتش خالى از ارتباط و برى از تعلق مىباشد و بعروض تعلق و ارتباط تعلق و ارتباط بهم مىرساند .

تنبيه " لطيف " [ تحقيق در آنكه اتصال و امتداد در مرتبهء ذات جسم طبيعى متحقق است ، و اشاره بوجه فرق بين جسم طبيعى و جسم تعليمى ]

از اينجا ثابت مىشود كه اتصال و امتداد در مرتبهء ذات جسم طبيعى معتبر است و در حاق حقيقتش متحقق است ، و الا لازم مىآيد كه جسم طبيعى در مرتبهء ذاتش خالى از اتصال و امتداد و برى از اوضاع و اشكال باشد ، بلكه داخل در سلك مجردات و مفارقات باشد ، و اين معنى باطل است ، زيرا كه مجرد قابل اتصال و امتداد و محل اوضاع و اشكال نمىتواند شد ، و مفاسد ديگر نيز بر اين معنى مترتب مىشود ، بيان آنها موكول بعلم طبيعى است تدبّر كن در اين دقيقه و تفكّر كن در اين لطيفه كه به آن ثابت مىشود كه جسم طبيعى مؤتلف الذات و مركّب الحقيقه است از هيولى و صورت ، و مذاهب ديگر در اين باب باطل و فاسدند و اين مذهب مذهب فيلسوف اعظم و ساير حكماى مشّائين است و مجعول بالعرض آنست كه نه چنين باشد .

[ اشاره بمذهب قائلان باصالت ماهيّات و مناقشه بر مسلك آنان ]

مقدمهء دوم آنست كه اكثر حكماى اشراق و جماعتى از محققين متكلّمين را مذهب و معتقد آنست كه مجعول بالذات انفس ماهيات امكانيّه است بجعل بسيطى نه بجعل تركيبى و به گمان اين فقير احدى از حكما و محققين از متكلمين بجعل تركيبى در ميانهء انفس ماهيات قائل نشده‌اند ، و وجود و اتصاف ماهيات بوجود در نزد ايشان مجعول بالذات نيستند بلكه بعد از صدور ماهيات از جاعل بالذات بجعل بسيطى منشأ ميباشند ، از براى انتزاع معنى وجود و بعد از انتزاع در مدارك عقليه اتصاف در ميانهء ماهيات و وجودات متحقق مىشود . پس بنابراين مذهب وجودات و اتّصاف ماهيات بوجود مجعول بالعرض و معلول بالتبع ميباشند ، بلكه بودن انسان ، انسان مثلا نيز بر اين جعل مترتّب مىشود ، بلكه ذاتيّات ماهيّات و لوازم ماهيات بلكه لوازم وجودات