قاصر اين فقير است ، و يا از باب « الجواد قد يكبو و الصارم قد ينبو » است تدبّر كن در همهء آنچيزىكه در شرح اين حديث شريف برشتهء تحرير آوردم و بسلك تقرير كشيدم و غنيمت شمار و بدان كه همهاش - الا ما ندر ، ابكار افكار لم يطمثهن انس و لا جان ، الحمد للّه ملهم انوار العلوم و المعارف - .
فصل هفتم [ در تحقيق توحيد بمعنى سوم است ، تحقيق توحيد بمعنى لا شريك له فى الايجاد و الافادة ]
و آن از اين قرار است كه شريك نيست واجب الوجود بالذات را در ايجاد ممكنات و در ابداع مبدعات و در اختراع مكوّنات و انباز نيست او را در افاضهء فيوضات و افادهء كمالات و اقامهء خيرات ، و تحقيق آن بنهجى كه ظلمات شبهات اوهام مضلّين بانوار حقايق علميّه مرتفع گردد و اوساخ آراى سخيفه ضالّين بمياه صافيهء علوم الهيه زوال بهمرسانند و قواعد عقليه و حجج برهانيه با قوانين نقليه و آيات قرآنيه و آثار نبويّه متطابق و متوافق گرديده سر از گريبان وحدت آورند و تدافع و تعارض از ظواهر آيات قرآنيّه و آثار نبويه مندفع گرديده متلايم و متناسب شوند ، موقوف است بر تمهيد مقدماتى و تقديم لمعاتى ، اگرچه اكثر آن مقدمات و لمعات مبرهنا و محققا در مباحث سابقه و لمعات سالفه سمت تحرير يافته است ولى از براى توضيح و تنقيح و از براى تتميم و تذكير اشارهء اجماليه بهريك از آن لمعات مينمايم تا نفعش تمامتر و فيضش بيشتر باشد .
لمعة " الهيّة " [ در بيان آنكه ايجاد فرع وجود است و ممكن باعتبار وجود و ايجاد قائم بواجب است ]
بدانكه ايجاد فرع وجود و افاضه تبع حصول است و افاده بسته بموجوديّت و تحقق است زيرا كه اعدام بما هى اعدام و معدومات از آن جهت كه معدوماتند ليسيات بحته و حيثيات باطلهاند بحيثيتى كه تمايز و تفارق در ميانهء آنها متحقق نيست بلكه از آن جهت كه اعدام و معدوماتند محكوم عليه و مخبر عنه نمىتوانند شد حتى نمىتوان گفت كه اعدام صرفه و معدومات مطلقه ، مؤثر و موجد مىتوانند شد يا نه ؟ ، و اين حكم