تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
اينكه بالضروره جملهء غير متناهيه از واجبات بالذات بر دو واجب الوجود بالذات مشتمل است ، و از تحقق دو ، سه و از تحقق سه ، پنج و از تحقق پنج ، نه ثابت مىشود ، و هكذا الى غير النهايه ، چون آن جملهء غير متناهيه بر سه نيز مشتمل است سلسلهء ديگرى غير متناهى حاصل مىشود ، و هم‌چنين از وجود چهار و پنج در آن جملهء غير متناهيه دو سلسلهء غير متناهيهء ديگر ثابت ميشوند ، خلاصه در ازاى هرمرتبه از مراتب جمله غير متناهيه از واجبات بالذات سلسله غير متناهى حاصل مىشود ، پس سلاسل غير متناهيه از واجبات بالذات در وجود حاصل مىآيند ، و در وجود مجتمع ميگردند ، و حال آنكه هريك از اين سلاسل غير متناهيه بر مراتب اعداد مشتملند ، پس از وجود هريك از اين سلاسل غير متناهيه سلاسل غير متناهى ديگر لازم مىآيد ، پس در ازاى هرسلسله‌ئى از سلاسل غير متناهيه سلاسل غير متناهيه لازم مىآيد ، و در وجود مجتمع ميشوند و همچنين از سر گرفته مىشود و به جائى بند نميشود . بطلان اين معنى بعد از تصوير تام از بديهيات بلكه از اوليّات است ، علاوه بر اين خلاف فرض نيز ثابت ثابت است . و ثالثا ميگويم : ترتّب نيز ثابت است ، زيرا كه بر تقدير ثبوت جهت اشتراك و جهت امتياز هريك در تعيّن و تميز خود به جهت امتيازى محتاج است ، و هم‌چنين هرجهت امتياز در تعين و تميز خود به جهت امتياز ديگر محتاج است ، و هكذا الى غير النهاية ، نمىبينى كه زيد بر تقدير حماريّت مستلزم ناهقيّت است ، و دور بر تقدير تحقق مستلزم تسلسل است ، اگرچه حماريّت زيد محال و ناهقيّت او ممتنع باشد ، و همچنين تحقق دور مستحيل و حصول تسلسل باطل باشد ، و در نزد اهل ميزان ثابت است كه صدق شرطيّه مستلزم صدق مقدم و تالى نيست ، و جميع براهين خلفيّه به همين نهج و به همين قياسند چنان كه در نزد متفطّن بر قواعد علم ميزان ظاهر و روشن است ، و اين جوابهاى شافى از اشكال مذكور از خواص اين رسالهء وجيزه است و در كلمات شرّاح حديث شريف بقدرى كه تتبّع كردم چيزى در اين باب نديدم بلكه متعرض اشكال اول و دوم نيز نشده‌اند مگر صدر محققين كه بعد از تقرير اشكال فرموده‌اند ميگويم با قطع‌نظر از عدم تناهى واجبات بالذات محال ديگر لازم مىآيد و آن اين است كه هركثير متناهى باشد يا غير متناهى لا محالة بر دو مشتمل است و از وجود دو سه لازم مىآيد و هكذا الى غير النهايه .