[ تقرير اشكال چهارم و بيان جواب آن به تفصيل و تحقيق ]
اشكال چهارم آنست كه هرگاه اين استدلال تمام باشد لازم مىآيد كه هرگز دو شىء موجود در خارج متحقق نباشند ، زيرا كه جهت امتياز در ميانهء هردو موجود ، لا محالة امر وجودى است ، پس محذور خلاف فرض و عدم تناهى ثابت مىشود .
ميگويم در جواب اين اشكال ، كه در لمعات سابقه و مباحث سالفه محقق گرديد كه از براى قدم ذاتى كه عبارت از وجوب ذاتى است ، حقيقتى ثابت و هويّتى متحقق است ، پس حقيقت وجوب وجود كه عبارت از تأكّد وجود است از حقايق متحصّله است ، بلكه در تحصّل آكد و در فعليت اتم است ، و اين معنى به براهين قاطعه و لمعات اشراقيه كرّة بعد اولى و مرّة بعد اخرى محقق و مبرهن گرديد ، پس انضمام جهت امتياز وجودى به آن ، از قبيل انضمام امر متحصل بامر متحصّل است ، بخلاف انضمام فصل بجنس و انضمام عوارض بنوع كه از قبيل انضمام امر متحصل بامر مبهم است بحيثيتى كه آن امر مبهم بتحصل آن امر متحصّل و بتحقق او متحقق است ، پس فرق ظاهر شد و اشكال مندفع گرديد ( متفطن باش ) .
اشكال پنجم شبههء ابن كمونه است ملخّصش آنست كه ، چه مىشود كه افتراق و امتياز در ميانهء آن دو قديم ذاتى به تمام ذات حاصل آيد و اشتراك و اتفاق در اعراض عامه و نعوت كليّه متحقق گردد ؟ ميگويم كه بعد از تحقيق مسأله وجود و اينكه وجوب وجود حقيقتى از حقايق عينيّه است ، اندفاع اين شبهه نهايت وضوح و انكشاف دارد ، بلكه در نزد تأمل صادق ظاهر مىشود كه اين شبهه اصلا ورود ندارد - متفطن و متيقّظ باش .
تنبيه " و تذييل " [ اشاره به تقرير مير محمد باقر داماد ، در تحرير بيان سوم و ايراد مناقشه بر فرموده آن حكيم نحرير و تلميذ او صدر الحكما ]
بدانكه سيّد اعاظم و سند افاخم سيد معظم اليه برهان سوم را به نحوى تقرير فرمودهاند كه مثل اين بيان ، از مثل او بسيار عجيب است ، نقل كلام آن بزرگوار و ذكر