تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
باشد از فرض دو قديم ذاتى ثابت مىشود زيرا كه هريك جهت امتياز وجودى ديگر ميخواهد و يك جهت امتياز وجودى كفايت نميدهد و موجب امتياز و افتراق نميشود . ميگويم در جواب اين اشكال ، كه يك جهت امتياز وجودى كه بيكى از آنها انضمام بهم رساند در امتياز كافى است ، و ديگرى ممتاز مىشود از اول باينكه فاقد آن جهت امتياز وجوديست و عدم مضاف بسوى ملكه بسبب آن ملكه متميّز مىشود و مميّز ميتواند شد نمىبينى كه عدم علت متميز است از عدم معلوم و عدم شرط متميز است از عدم مشروط و عدم معلول بر عدم علت مترتّب مىشود و عدم مشروط بر عدم شرط متفرع ميگردد ، و عكس اين معنى در هردو قبيله متحقق نميتواند شد ، و هم‌چنين عدم معلول و عدم مشروط بر غير عدم علت و عدم شرط مترتّب نميتواند شد . خلاصهء كلام آنكه اعدام بما هى اعدام متميز و مميّز نميتوانند شد و الا امتياز اعدام باعتبار اضافه بسوى ملكات از جمله ضروريات است پس محقق شد كه يك جهت امتياز وجودى در امتياز آن دو قديم ذاتى كافى است ، لهذا آن معدن عصمت و ولايت بلزوم سه قديم ذاتى اقتصار فرمودند تا ملازمه مسلّم گردد و محل كلام نباشد . اشكال دوم آنست كه هرگاه اين كلام راست باشد ، لازم مىآيد كه يك جهت امتياز وجودى كافى باشد در امتياز قديم سوم از دو قديم اول ، پس از فرض سه قديم ذاتى چهار قديم ذاتى ثابت مىشود نه پنج قديم ذاتى . ميگويم در جواب اين اشكال ، كه مميّز قديم سوم مميز نميتواند شد آنچه را كه بانضمام سوم مميز است ، زيرا كه مميّز مميّز شىء مميّز همان شىء است و بىآن اصلا تميز ندارد ، پس چگونه مميز ميتواند شد ، خلاصه تا سوم متميز نشود مميّز وجودى از براى يكى از آن دو قديم نميتواند شد ، پس دو مميز وجودى لازم است و در امتياز آن سه قديم از يك‌ديگر كافيند ، و از اين جهت است كه از فرض سه قديم ذاتى پنج قديم ذاتى ثابت مىشود نه شش قديم ذاتى ، و از اين بيان ظاهر مىشود وجه اينكه در امتياز پنج قديم ذاتى چهار امتياز وجودى لازم است و كمتر كافى و بيشتر لازم نيست . بيان ديگر از براى حل اين اشكال آنست كه يك مميز وجودى كه بيكى از آن سه قديم منضّم شود تميز ميدهد آن را از دو قديم ديگر ، و ليكن عدم آن مميز وجودى آن
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 190 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني