تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ببرهان تامّ ديگر است ، تقريرش آنست كه هرگاه از براى قديم ذاتى و واجب الوجود لذاته دو مصداق حقيقى و دو هويّت واقعى ثابت باشد ، از همه جهات متفّق نميتواند شد ، و الا اثنينيّت مرتفع ميگردد و از همه جهات مفترق و متباين نميتوانند شد زيرا كه مفروض اين است كه در قديم ذاتى و وجوب وجود اتفاق دارند ، و همچنين در شيئيّت و موجوديت و در ساير معانى عامه و اوصاف كليّه اشتراك و اتفاق دارند ، پس لا محالة متفق ميباشند از جهتى و مفترق ميباشند از جهت ديگر ، و مراد آن‌جناب از فرجه آن جهت افتراق و امتياز است و آن امر عدمى نمىتواند شد ، زيرا كه در مقدمات سابقه محقق گرديد كه اعدام و عدميّات از آن جهت كه اعدام و عدميّاتند جهات امتياز نمىتوانند شد ، خصوصا جهات امتياز ذاتى كه در حقيقت از جملهء ذاتيّات و مقومات اشياء حقيقيّه‌اند ، پس لا محالة آن جهت امتياز ذاتى بايد امر وجودى باشد و آن امر وجودى بايد قديم ذاتى و واجب الوجود لذاته باشد ، و الا امتياز و افتراق در مرتبهء ذات آن دو قديم ذاتى محقق نخواهد بود ، و اين معنى خلاف فرض است . پس بايد آن امر وجودى قديم ذاتى باشد ، پس لازم مىآيد كه سه قديم ذاتى و سه واجب الوجود لذاته در نفس الامر ثابت باشد ، و اين معنى خلاف فرض است . علاوه بر اين ميگويم : آن قديم سوم با آن دو قديم اولى از همه جهت مفترق و از همه جهت متفق نميتوانند شد چنان كه مذكور شد ، پس لا محالة از جهتى متفق است با آنها و از جهت ديگر مفترق ، پس دو جهت امتياز ميخواهد تا بهريكى از هريكى از آن دو قديم ذاتى ممتاز باشد ، پس لازم مىآيد كه پنج قديم ذاتى متحقق باشد و از وجود پنج قديم ذاتى نه قديم ذاتى ثابت مىشود ، زيرا كه آن دو جهت امتياز يك جهت امتياز در ميانهء خود ميخواهند كه از يكديگر ممتاز شوند ، و سه جهت امتياز ديگر ميخواهند كه از سه قديم اول امتياز بيابند و هكذا الى غير النهايه .

اوهام " و تنبيهات " [ تقرير اشكالات وارد در مقام و جواب تحقيقى از اشكالات بوجوه عديده ]

بدانكه در اين مقام اشكالات است ، اشكال اول آنست كه هرگاه اين سخن تمام
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 189 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني