تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
سوم لزوم تركيب و محاليّت او را متعرض نشده‌اند ، بلكه محاليّت را از راه ديگر اثبات فرموده‌اند . بعد از تدبر تامّ در اين كلام معجز نظام و تقرير آن به اين وجه وجيه باصول كافى رجوع نمودم در حاشيهء آن كتاب ديدم كه آن سيّد معظم اليه اين كلام را دليل عليحده گرفته‌اند و به اين وجه از تقرير حمل فرموده‌اند ولى متعرض تطبيق بنحو مذكور و تقريب بنهج مزبور نشده‌اند دوباره شكر و ثناى خداوند احد را گفتم « الحمد للّه ملهم انوار العلوم و الحقايق » .

[ تقرير دوم برهان دوم از حديث معروف بفرجه ]

تقرير دوم آنست كه در مقدمات سابقه مذكور گرديد كه عالم ديگرى سواى اين عالم ممتنع الوقوع است و در حيّز امكان نيست ، و نيز مذكور گرديد كه اين عالم از اعلى عليّين كه روح اعظم است تا اسفل سافلين كه هيولاى اولى و مادة المواد است طولا و عرضا ، جوهرا و عرضا عقلا و نفسا ، فلكا و عنصرا ، بسيطا و مركّبا ، با تخالف اجناس و انواع و با تغاير اصناف و اشخاص واحد بوحدت طبيعى و متشخص بتشخّص وحدانى است ، پس هرگاه از براى قديم ذاتى و واجب الوجود لذاته و مصداق حقيقى و دو فرد واقعى متحقق باشد و جهت افتراق در ميانهء ايشان حاصل باشد ، خواه از همه جهات افتراق ثابت باشد و يا از بعضى جهات محقق شود ، توارد دو علت مستقلّه بر معلول واحد شخصى ثابت مىشود ، و آن مبرهن الاستحاله و مبين البطلان است ، و بنابراين تقرير مراد از انتظام خلق و وحدت تدبير وحدت طبيعى و تشخّص وحدانى است نه مجرد ايتلاف واقعى و ارتباط حقيقى است اگرچه بعد از امعان فكر و دقت نظر ظاهر مىشود كه ايتلاف حقيقى بدون جهت وحدت حقيقيه كه عبارت از فيض اطلاقى وجودى و رحمت واسعه است متحقق نميتواند شد چنان كه در مقدمات سابقه محقق گرديد ، متدبّر و متفطن باش . و ممكن است كه آيهء شريفه اشاره به اين وجه باشد ، و مراد آن جناب نيز در استشهاد اين معنى باشد ، متدبر باش ، و كلام مشكات ولايت كه فرموده‌اند « ثم يلزمك ان ادعيّت اثنين فرجة ما بينهما حتى يكونا اثنين فصار الفرجة ثالثا بينهما قديما فيلزمك ثلاثة ، فان ادعيت ثلاثة يلزمك ما قلت فى الاثنين ، حتى يكون بينهم فرجة ، فيكون خمسة ، ثم لا تتناهى فى العدد الى ما لا يتناهى فى الكثرة » اشاره
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 188 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني