تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

[ تقرير دوم برهان اول از حديث فرجه ]

تقرير دوم بعد از تذكر لمعات سابقه و مقدمات مذكوره آنست كه هرگاه هردو قديم ذاتى قوى باشند در نهايت قوت ، نسبت قيوميّت و فيّاضيّت هردو ، بهمهء ممكنات ، فياضيّت عامه و قيوميّت مطلقه مىباشد . بعبارت ديگر قيوميّت هريك قيوميت صرفه و فياضيّت هريك فياضيت محضه و مدبّريّت هريك مدبّريّت بحته مىباشد ، و الا واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات نخواهند بود ، پس قيوميت اطلاقى هريك دافع و مصادم قيوميت اطلاقى ديگرى مىباشد ، پس متدافع و متساقط ميباشند ، با اينكه اين معنى خود فى نفسه محال است موجب تساقط و تدافع ذاتين نيز هست ، و الا تخلّف مقتضاى بالذات از مقتضى بالذات ثابت مىشود ، علاوه بر اينها لازم مىآيد كه موجودى از موجودات در عالم امكان ثابت نباشد و ممكنى از ممكنات از كتم عدم بعرصه وجود نيايد چنان كه در مقدمهء چهارم مذكور گرديد ، و اين محذور در تقرير اول نيز لازم است چنان كه در نزد متفطّن و متدبّر ظاهر و آشكار است .

[ تقرير سوم از برهان اول از حديث فرجه ]

تقرير سوم بعد از تذكر لمعات سابقه آنست كه هرگاه هردو قديم ذاتى قوى مطلق باشند لازم مىآيد توارد علل مستقلّه بر معلول واحد شخصى ، زيرا كه قيوميت هردو بهمهء ممكنات در مرتبهء استوا و درجهء سوائيّت است چنان كه مقتضاى قوت مطلقه و مفاد واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهاتست و نسبت ممكنات نيز بهردو قديم ذاتى مساويست ، زيرا كه ممكنات از آن جهت كه ممكناتند اقتضا نميكنند خصوصيت يكى از آن دو واجب الوجود را چنان كه سابقا محقق گرديد ، و ترجّح بلا مرجّح فطرى الاستحاله و بديهى البطلان است ، پس لا محاله همهء ممكنات بهردو قديم ذاتى مستند ميباشند ، و اين معنى توارد علل مستقله است بر معلول واحد شخصى ، و بطلان آن در لمعات سابقه محقق گرديد ، و معنى تدافع و تصادم باندك تأمّل از لمعات سابقه مستفاد مىشود ، و بسوى اين برهان تام اشاره است كلام خداوند احد