تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
انكار كند صانع عالم را نه اينكه بتعدد إله قايل شود ، مثل ثنويّه كه به دو إله قايل شده‌اند ، يكى را اهرمن و ديگرى را يزدان ميگويند . و « ابى دريد » گفته است كه - زنديق - فارسى معرّب است و اصل او زنده بوده است ، - ها - را انداخته‌اند و - قاف - را به آن ، زياد كرده‌اند ، يعنى كسى كه بدوام و بقاى دهر قائل است . و در كتاب مفاتيح العلوم مذكور است كه « زنادقه » مانويّه‌اند و « مزدكيّه » كه طايفه‌ئى از « مانويّه » اند به اين اسم مسمّى شده‌اند و « مزدك » كسى بود كه در زمان « قباد پادشاه » ظاهر گرديد ، و گفت همه اموال و حرم مشتركند در ميانهء مردم و كتابى ظاهر گردانيد و ناميد آن را « زند » و آن ، كتاب مجوس است كه - زردشت - از براى ايشان آورد ، و اعتقاد ايشان آنست كه زردشت پيغمبر است پس اصحاب مزدك را به زند نسبت دادند ، و اين كلمه معرّب شد پس گرديد زنديق ، و بعضى گفته‌اند كه زنديق اصلش زن‌دين بوده است يعنى ضعيف‌دين يعنى دين ضعيف است ، مثل دين زنها ، و ظاهر از زنديق در اين حديث ، منكر وحدانيّت است . و « فرجه » بضمّ فا فرجهء ديوار و شبه آنست ، گفته مىشود كه در ميانهء آنها فرجه است ، يعنى انفراج است ، و مراد از آن ، در اين حديث شريف جهت امتياز و افتراق است ، بعد از تمهيد اين مقدمات ميگويم : كلام آن معدن عصمت كه فرموده‌اند « لا يخلو قولك انّهما اثنان . . . » تا كلام ايشان كه فرموده‌اند « للعجز الظاهر فى الثانى . . . » يك برهان تام عقلى است و تقرير آن بسه وجه ممكن است . تقرير اول آنست كه هرگاه از براى قديم ذاتى و واجب الوجود بالذات دو مصداق خارجى و دو محكّى عنه واقعى متحقق باشد خالى از اين نيست يا هردو قوى ميباشند در غايت قوت و تامّ ميباشند در نهايت تماميّت ، يا هردو ضعيف ميباشند ، و يا يكى ضعيف مىباشد و ديگرى قوى ، شق دوم و سوم محالند ، زيرا كه در لمعات سابقه محقق و مبرهن گرديد كه واجب الوجود بالذات تام بلكه فوق التمام است در قوت و شدت وجود و كمالات وجود ، غير متناهى بلكه فوق غير متناهى است بعدهء غير متناهى ، پس قديم بالذات و واجب الوجود من جميع الجهات ، فاقد مرتبه‌ئى از مراتب كمالات وجود و عادم درجه‌ئى از درجات فعليّت و حصول نميتواند شد ، و بسوى اين