تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
است ، نيز ميتوانى بفهمى كه با طبايع مختلفه و حقايق متباينه و صفات متغايره و اوصاف متمايزه واحد بوحدت حقيقى و متشخّص بتشخّص وحدانى است ، و در كلام سيد اوصيا « عليه التحية و الثناء » بسوى اين دقيقه اشاره است « أ تزعم انّك جرم صغير - و فيك انطوى العالم الأكبر » يعنى گمان مكن كه تو جرم كوچكى و حال آنكه در وجود تو مندمج است همهء اجزاى عالم كبير . تدبّر كن « من عرف نفسه فقد عرف ربه » اينست معنى كلام صادق آل محمد « عليهم السّلام » : فلما رأينا الخلق منتظما ، و الفلك جاريا ، و التدبير واحدا ، و معنى كلام ديگر آن جناب كه عالم ربّانى صاحب كتاب عين اليقين « قدس سرّه الشريف » نقل كرده است « سئل الصادق - عليه السّلام - ما الدليل على ان اللّه واحد ؟ قال : اتصال التدبير ، و تمام الصنع ، كما قال عزّ و جل
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ
« 1 »
لَفَسَدَتا »
يعنى سؤال كرده شد صادق « عليه السّلام » كه چه چيز است دليل بر اينكه خداوند عالم واحد و يگانه است ؟ فرمودند : اتصال تدبير و تماميّت صنع ، چنان كه خداوند عز و جل فرموده‌اند هرگاه بود در آسمان و زمين خداها ، هرآينه فاسد ميشدند ، تدبّر كن و بدانكه همهء آنچه كه در اين مقدمه مذكور گرديد منوط ببراهين عقليّه و دلائل قطعيّه است و مبنى بر اقناعيّات و خطابيّات نيستند ، تأمّل در مباحث سابقه و تعمّق در لمعات دقيقهء اين مسألهء شريفه از براى ارباب بصيرت و اصحاب فطنت در همهء اين دعاوى كافى و وافى است
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ
« 2 »
مِنْ نُورٍ » .

[ بيان منهج ارسطو معلم اول در اثبات حدوث و اشاره به ارباب انواع و مثل الهيّه ]

مقدمهء هفتم آنست كه فيلسوف اعظم ارسطاطاليس ، برهان متين و حجّت قويم اقامه نموده است بر امتناع تحقق عالم ديگر كه آن نيز مثل اين عالم مشتمل باشد بر عناصر اربعه و مركّبات عصنريّه و افلاك و طبايع و عقول ، خواه آن عالم ديگر متحد باشد با اين عالم در نوع ، به اين معنى كه ارض آن عالم مثلا با ارض اين عالم در تحت يك حقيقت نوعيّه باشند - يا مختلف الانواع باشند ؟ و هم‌چنين ساير عناصر و افلاك
هامش
( 1 ) - س 21 ى 22 . ( 2 ) - س 24 ى 40 .