تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بليغ در ميانهء اجزاى عالم ثابت است بحيثيتى كه اجسام مرتبطند بطبايع جوهريّه ، و طبايع مؤتلفند بنفوس قدسيه ، و نفوس متعلّقند بعقول قدسيه ، و اعراض مفتقرند بجواهر ماديّه ، چنان كه مقتضاى براهين عقليّه است . بلكه در ميانهء ارضيّات و سماويّات و سفليّات و علويّات كمال ارتباط و نهايت ايتلاف ثابت است نمىبينى كه عناصر اربعه چگونه به ترتيب غريب و نظم عجيب به يكديگر متصل و بافلاك مرتبطند هريك كه در لطافت تمامتر نزديكتر و ارتباطش بيشتر است ، و هريك كه در كثافت كاملتر دور تر و ارتباطش كمتر است . بخيالت ميرسد كه اين معنى مجرد جزاف و يا بخت و اتفاق است ، هيهات ، اين معنى مستلزم ترجيح بلا مرجّح بلكه موجب ترجّح بلا مرجّح است و آن فطرىّ الاستحاله و بديهىّ البطلان است ، و نمىبينى كه اجرام عاليه با حركات دوريّه دائمه مختلفه شرقا و غربا و سرعة و بطؤا ، و كواكب نيّره باعتبار اشعّة لامعه و اضواء ساطعه ، چگونه در تحقق امزجه كاينات متدرجة الحصول و مركبات متجددة الوجود دخيلند و در وجود طبايع نوعيه و نفوس نباتيه و ارواح حيوانيه و انفس انسانيّه نافعند ، و نمىبينى كه هرگاه پرتو آفتاب جهان‌تاب در اراضى موادّ جلوه‌گر نگردد حبوبات منعقد نمىگردند و بذورات فساد بهم ميرسانند ، و هرگاه خداوند عليم حكيم سماويّات را واسطهء فيوضات خود نمىفرمود و علاقهء ذاتيّه در ميانهء ارضيّات و سماويّات مقرر نمىفرمود ، چگونه همه‌كس در وقت اضطرار و اضطراب بحسب جبلّت و فطرت روى توجه و اخلاص بسوى سماويات ميكردند و چگونه عقلا و دانايان از افلاك و كواكب شكايت مينمودند بخاطرت ميرسد كه مجرّد جزاف و يا بخت و اتفاق است حاشا و كلّا ، و الا ترجيح بلا مرجّح بلكه ترجّح بلا مرجّح ثابت مىشود ، و مجوّز آن فى الحقيقه منكر واجب الوجود است ، و هم‌چنين كمال ايتلاف و ارتباط در ميانهء فلكيّات و سماويّات ثابت است ، و بنهج شرافت و خسّت يكى محيط است و ديگرى محاط ، يكى اعظم است و ديگرى اصغر ، يكى اعلا است و ديگرى اسفل ، هريك بمناسبت خود مرتبط و بملايم خود مؤتلف است ، هريك را حركتى است به جهتى از جهات و بدرجه‌ئى از حركات از براى تشبّه بكمالات عقليّه و از جهت تحصيل غايات كونيّه ، و با وجود اين مجموع متحركند به حركت واحده يوميّه از براى تحصيل ليل و