تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
چنان كه ظاهر از قدم زمانى معنى دوم است و الا چه ضرورت داعى است كه جماعتى از متكلّمين در اثبات حدوث زمانى به زمان موهوم قائل شوند و سيّد داماد بحدوث دهرى معتقد باشد بلكه اين معنى در حقيقت معنى حدوث دهريست چنان كه بر متأمل مخفى نيست . بعد از تمهيد اين مقدمه بدانكه مراد از قديم در اين حديث شريف قديم ذاتى است كه مساوق واجب الوجود بالذات است ، و مقابل قديم به اين معنى حادث ذاتى است ، بلكه از تتبّع اخبار ظاهر مىشود كه هرجا كه قدم و حدوث گفته مىشود مراد قدم ذاتى و حدوث ذاتى است . مقدمهء دوم آنست كه در لمعات گذشته ، اين مسأله محقق گرديد كه حقيقت واجب الوجود بالذات ، وجود صرف ، و صرف وجود است در شدت و قوت وجود و كمالات وجود ، تامّ بلكه فوق التمام است ، و جهتى از جهات امكان و حيثيّتى از حيثيات امتناع در ذات مقدس او متحقق بلكه متصور نمىتواند شد بلكه واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيّات است .

[ در بيان آنكه دو قوى در نهايت قوت تحقق نمىپذيرند ]

مقدمهء سوم آنست كه دو قوى در نهايت قوت و دو صرف در نهايت صرافت در نفس الأمر و واقع متحقق نميتواند شد ، زيرا كه هرگاه كمالى از كمالات كه در يكى از آنها متحقق است در ديگرى نيز متحقق باشد ، اثنينيّت مرتفع گردد ، و اين و آنى و هذا و ذاكى ، متصور نميشود ، و هرگاه يكى از آنها داراى مرتبه‌ئى از مراتب كمال باشد كه در ديگرى متحقق نباشد نهايت صرافت و تماميّت ، و غايت قوت و شدت متحقق نخواهد بود ، بلكه به قدر فقدان قوت ، ضعف مىپذيرد ، و به مقدار نقصان تماميّت و صرافت ، ناتمامى و قصور بهم مىرساند ، پس فرض اينكه - الف - در غايت قوت است مصادم و مدافع است با اينكه - ج - در غايت قوت است ، و هم‌چنين است عكس اين دعوى و خلاف اين مدعى . مقدمهء چهارم آنست كه هرگاه واجب الوجود بالذات متحقق نباشد موجودى در