زمانى ، حادث ذاتى آنست كه مسبوق باشد وجود آن بغيرى كه علت آن باشد . بعبارت ديگر حادث ذاتى آنست كه مسبوق باشد وجود بعدم ذاتى كه عبارت از امكان ذاتى است ، خواه بعدم واقعى نيز مسبوق باشد يا نه ؟ و خواه زمانى الوجود باشد يا مرتفع الوجود باشد از زمان و زمانيّات ؟
و حادث زمانى آنست كه مسبوق باشد وجود آن بعدمى كه آن عدم در زمان باشد ، به اين معنى كه عدم آن ، در زمانى متحقق باشد و در آن زمان وجودش متحقق نباشد ، و در زمان بعد متحقق شود ، و عقول قدسيه بلكه افلاك و زمان به اين معنى حادث زمانى نيستند زيرا كه عقول مقدمند در وجود بر افلاك و افلاك بر حركات و حركات بر زمان چنان كه محقق و مبرهن است ، خلاصه آنكه پيش از زمان زمان نيست كه عدم زمان و عدم سوابق بر زمان در آن زمان متحقق باشند ، و وجود آنها متحقق نباشد ، مگر بنا بر قول بر زمان موهوم كه از مخترعات اوهام جماعتى از متكلّمين و از اكاذيب باطله و توهّمات عاطله ايشان است ، لهذا سيّد اعاظم و افاخم امير محمد باقر الداماد « قدس اللّه روحه الشريف » عالم را حادث بحدوث دهرى ميداند .
[ بيان معناى حدوث دهرى بنا بر مذهب ثالث المعلمين مير داماد ]
حدوث دهرى عبارت است از اينكه وجود شىء مسبوق باشد بعدم مطلق واقعى كه متقدّر بتقدّرات زمانى و متجدّد بتجدّدات امتدادى نباشد ، به اين معنى كه عدم عالم در حاقّ واقع و مطلق نفس الأمر مقدم باشد بر وجود عالم در متن واقع و مطلق نفس الأمر ، و اين نحو از تقدّم را تقدم دهرى ميگويند ، و محقق لاهيجى « عليه الرحمة » در كتاب شوارق تعريف كرده است حدوث زمانى را باينكه آن عبارت است از بودن وجود شىء مسبوق بعدم آن ، بحيثيتى كه سابق و مسبوق باهم جمع نشوند خواه مسبوقيّت و سابقيّت به زمان باشد يا نه ؟ يعنى عدم سابق در زمان واقع باشد يا نه ، و گفته است كه اين نحو از حدوث را حدوث زمانى گفتن مجرّد اصطلاح است به اين است كه زمان معتبر است در معنى حدوث زمانى .
مخفى نماناد كه ظاهر از حدوث زمانى از كلمات حكما و متكلّمين معنى اول است