معنى قديم زمانى ميدانند
و محقق قوانين الهيّين صدر متألهين در امور عامه اسفار اربعه ، و در شرح هدايه گفته است كه قديم زمانى آنست كه از براى زمان وجودش اول و ابتداء متحقق نباشد ، يعنى وجودش متعلق به زمان باشد ، و ابتدا از براى او نباشد ، قديم زمانى به اين معنى بر واجب الوجود و عقول قدسيّه صادق نمىآيد زيرا كه آنها متعلق الوجود به زمان و زمانيّات نيستند بلكه نسبت آنها به زمان و زمانيات و به مكان و مكانيّات مساويست « ليس عند ربّك صباح و لا مساء » بلكه زمان نيز به اين معنى قديم زمانى نمىتواند شد زيرا كه زمان را زمان نميباشد ، و الا دور يا تسلسل لازم مىآيد ، بلكه افلاك نيز به اين معنى قديم زمانى نميتوانند شد زيرا كه در جاى خود محقق است كه زمان مقدار حركت فلك اقصىأ است پس فلك بلكه حركت فلك نيز متعلق الوجود به زمان نميتوانند شد ، و الا دور يا تسلسل لازم مىآيد .
تنبيه " [ بيان آنكه قديم زمانى به معناى دوم مصداق ندارد ]
مخفى نماناد كه از براى قديم زمانى به اين معنى مصداقى در واقع و نفس الامر متحقق نيست ، زيرا كه حكم ساير بسايط ، حكم جرم اقصى است ، و از براى مركّبات به دو زمانى ثابت است ، بلى بنا بر ثبوت حركت جوهرى در اجسام و جسمانيّات بسايط فلكيه و عنصريّه نيز باعتبارى زمانى الوجود ميباشند ، ولى به اين اعتبار ، به دو زمانى نيز از براى آنها ثابت است ، تحقيق اين مسأله بسط تمامى از كلام ميخواهد و در اين وجيزه نمىگنجد ، پس محقّق شد كه قديم زمانى به اين معنى مصداق واقعى ندارد بنابراين قدم واقعى منحصر بقدم ذاتى مىباشد و قدم ذاتى منحصر است بذات اقدس واجب الوجود جلّ اسمه .
[ بيان اقسام حدوث از زمانى و ذاتى ]
و حدوث حقيقى نيز بر دو معنى گفته مىشود ، يكى حدوث ذاتى و ديگرى حدوث