الوجود متعدد باشد يا متحد الحقيقه ميباشند و يا مختلف الحقيقة ، در صورت اول - علت اختلاف و امتياز لا محالة غير وجود متأكد و غير حقيقت آنها مىباشد ، پس لازم مىآيد امكان هردو يا امكان يكى از آنها ، و اين معنى خلاف فرض است ، و در صورت دوم لازم مىآيد كه وجوب وجود عارض باشد آنها را ، و حال آنكه محقق گرديد كه از براى واجب الوجود حقيقتى نيست سواى وجود متأكّد كه وجوب وجود است . و در الهيّات اسفار نزديك به اين تقرير تحرير نمودهاند . و بسوى اين برهان اشاره فرمودهاند معلم ثانى ابو نصر فارابى در كتاب فصوص الحكم بكلام خود « وجوب الوجود لا ينقسم بالحمل على كثيرين مختلفين بالعدد ، و الا كان معلولا » يعنى : وجوب وجود منقسم و متكثّر نميشود ، و الا - لازم مىآيد كه معلول باشد . تدبّر كن و تقريرات مذكوره متقارب المأخذند ، لهذا يك برهان قرار دادم اگرچه ممكن است كه تقرير شفا برهانى و تقرير مبدأ و معاد و الهيات اسفار اربعه ، برهانى ديگر باشد متدبر و متأمل باش و بدان كه دامن تقريرات ثلاث بعد از تذكر مقدمات سابقه و لمعات مذكوره و امعان نظر در تقريرات مزبوره از لوث شبههء ابن كمونه منزه و مبرّاست « الحمد للّه ولىّ التوفيق و الافضال » .
برهان نهم و دهم و يازدهم ، براهينى است كه مخزن علوم الهيه و معدن معارف ربوبيّه ، جامع علوم اولين و آخرين حجة اللّه فى السماوات و الارضين ابو عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق « صلوات اللّه و سلامه عليه و على آبائه و ابنائه الطاهرين » بر زنديقى از زنادقه در اثبات اين مقصد اعلى و مطلب اسنى اقامه فرمودهاند ، چنان كه ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى « رضوان اللّه عليه » در اصول كافى از « هشام بن حكم » روايت نموده است ، چون حديث شريف بفهم قاصر اين فقير بر سه برهان تام عقلى مشتمل است و بعضى از محققين را اعتقاد آنست كه بر يك برهان عقلى و يك حجت اقناعى عامى ، مشتمل است ، و بعضى ديگر توجيهات و محامل غريبه از براى بعضى از فقرات حديث مذكور ذكر نمودهاند لازم دانستم كه عبارات آن حديث شريف را نقل نمايم و ترجمه كنم تا حقيقت حال منكشف گردد . و آن حديث اين است : على بن ابراهيم عن ابيه عن عباس بن عمرو الفقيمى عن هشام بن الحكم فى حديث الزنديق الذى اتى ابا عبد اللّه
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٦٩